تبليغاتX

 

..:: paziraee ::.. } bgproperties="fixed">
ایلنا

 بزرگان موسيقي ايران به روي صحنه نيامدند، چند موسيقيدان در فرودگاه امام بازداشت شدند، برخي اجراها لغو شد و جشنواره موسيقي فجر هم مهمترين رويداد موسيقايي سال نشد، اين همه خلاصه تحولاتي بود كه در عرصه موسيقي كشور رخ داد!

 ايلنا: «سال به سال، دريغ از پارسال» اين بهترين عبارتي است كه مي‌توان آن را درباره وضعيت هنر موسيقي در سال 88 بيان كرد. وضعيتي چنان اسفناك كه بسياري از موسيقيدانان برجسته هم حاضر به اظهارنظر و حتي انتقاد از آن نشدند.

  اگر سال 86 سالي بود كه بزرگان و غول‌هاي بزرگ موسيقي پس از سال‌ها روي صحنه رفتند و اجراهاي آنها كم و بيش در سال 87 هم ادامه پيدا كرد، اما اين روند در سال 88 به ناگهان قطع شد. در عوض برخي از اين بزرگان ترجيح دادند كه كنسرت‌ها را در خارج از كشور و در جايي دنبال كنند كه برنامه‌هايشان كمتر با مشكل صدور مجوز و حاشيه‌هاي آن مواجه شود. تور كنسرت اروپايي و تور قونيه محمدرضا شجريان و گروه شهناز در شهريور و آذر، كنسرت گروه پورناظري‌ها در مهر و آبان در آمريكا، تور كنسرت اروپايي همايون شجريان در ماه آبان، كنسرت اروپايي كيوان ساكت در پاييز، كنسرت آذرماه حسام الدين سراج در آلمان، كنسرت دي ماه عليرضا قرباني در كانادا و كنسرت زمستاني حسين عليزاده، كيهان كلهر و محمدرضا نوربخش در امريكا و كانادا از مهمترين اجراهاي خارج از كشور محسوب مي‌شدند.

  اما نخستين رويداد مهم موسيقايي كشور را در سال 88 را بايد لغو نخستين كنسرت اركستر ملي در سال جديد دانست. كنسرتي كه قرار بود روزهاي 28 تا 30 خرداد در تالار وحدت برگزار شود، اما به دلايلي كه هيچ گاه شفاف اعلام نشد، اين اركستر در شب‌هاي تعيين شده، به روي صحنه نرفت.

  كيوان ساكت كه قرار بود، پس از سال‌ها همراه با اين اركستر تك‌نوازي كند، يك روز پيش از آغاز اين برنامه اعلام كرد: شرايط امروز را براي اجراي موسيقي مناسب نمي‌دانم و به همين دليل فردا روي صحنه نخواهم رفت. اما لغو اجراي افتتاحيه اين اركستر در سال جديد مقدمه‌اي بر تعطيلي اركستري را فراهم آورد كه 11 سال قبل فرهاد فخرالديني؛ خود آن را پايه‌گذاري كرده بود. رهبر 72 ساله آن سكوت پيشه كرد. محمدعلي خبري، مدير دفتر موسيقي و علي اصغر اميرنيا، مديرعامل بنياد رودكي مسئوليت مديريت اركستر را به گردن يكديگر انداختند، جمعي از اعضاي اركستر با انتشار نامه‌اي اعلام كردند كه با هيچ رهبر ديگري غير از فخرالديني حاضر به همكاري نيستند . به اين ترتيب اركستر ملي يعني يكي از 2 اركستر دولتي كشور در سال 88 هيچ اجرايي را روي صحنه نبرد.

 وضعيت معلق اركستر ملي به روزهاي پاياني اسفندماه رسيد تا اينكه شوراي‌عالي خانه موسيقي براي بررسي وضعيت اركستر تشكيل جلسه داد و با حضور فرهاد فخرالديني تصميم بر خودگرداني اين اركستر و خروج آن از مديريت معاونت هنري ارشاد گرفته شد.

  كنسرت اركستر ملي تنها برنامه لغو شده سال 88 نبود و كنسرت استاد آواز ايران به همراه گروه شهناز كه قرار بود، تيرماه در تهران برگزار شود، هم لغو شد. اگرچه اين خبر علاقه‌مندان موسيقي ايران را منتظر كنسرت تابستانه استاد بودند، غافلگير كرد، اما پس از اعلام خبر لغو اين كنسرت، معاونت امور هنري ارشاد طي اطلاعيه‌اي اعلام كرد: اصلا تقاضايي براي صدور مجوز از سوي شركت دل آواز ارائه نشده. بنابراين برنامه كنسرت گروه شهناز چه با مجوز و چه بدون مجوز در تهران لغو شد و استاد آواز ايران به خارج از كشور رفت تا بازهم علاقه‌مندان صداي او، تنها اخبار كنسرت‌هايش را در خارج از كشور بشنوند.

  شهريور ماه يعني در زماني كه محمدرضا شجريان در تور كنسرت اروپايي خود به سر مي‌برد، همكار سابق و دوست نزديك او، يعني كيهان كلهر در زماني كه قصد داشت براي اجراي كنسرت در اروپا تهران را ترك كند، توسط ماموران حفاظت فرودگاه امام خميني بازداشت شد. برخی از مسئولان حفاظت فرودگاه در زمان بازداشت کیهان کلهر اعلام كردند که موضوع بازداشت او محرمانه است و نمی‌توانند اطلاعاتی در این باره به خبرگزاری‌ها ارایه کنند، اما حميدرضا نوربخش، عضو خانه موسيقي و دوست كلهر كه براي بدرقه‌اش به فرودگاه رفته بود، روز 21 شهريور (فرداي اين اتفاق)، بازداشت كلهر را نتيجه يك سوء‌تفاهم عنوان كرد. اگرچه مشكل خروج كلهر و سوء‌تفاهم پيش آمده فرداي همان روز در ساختمان اداره گذرنامه شهرآرا برطرف شد، اما بازداشت كلهر به عنوان يكي از مطرح‌ترين موسيقيدانان ايراني در هنگام خروج از كشور باب تازه‌اي را از برخورد با هنرمندان گشود كه پيش از آن سابقه نداشت، چراكه كلهر دست‌كم در سال‌هاي اخير نخستين هنرمندي بود كه در هنگام خروج از كشور به دلايل «محرمانه» بازداشت مي‌شد و اين موضوع مقدمه‌اي شد كه هنرمندان ديگري همچون مجتبي ميرطهماسب، فاطمه معتمدآريا و جعفر پناهي نيز با مسئولان حفاظت فرودگاه امام خميني مواجه شوند.

  پس از كلهر نام شهرام ناظري، خواننده ايراني بود كه نه به دليل اجراي برنامه يا كنسرتي تازه، كه به علتي همچون كلهر نامش بر سر زبان‌ها افتاد. حدود 4 ماه پس از مشكل خروج كلهر، 13 دي ماه خبري روي سايت‌هاي خبري قرار گرفت كه شهرام ناظري پس از آنكه پروازش از دبي در فرودگاه امام به زمين نشست، توسط حراست فرودگاه امام خميني بازداشت شد. اين خبر اگرچه بعدا توسط برادرزاده وي، سياوش ناظري، تكذيب شد، اما نام شهرام ناظري را در كنار هنرمنداني همچون كلهر، ميرطهماسب و معتمدآريا قرار داد.

  تابستان اين سال آنچنان هم خالي از اتفاقات خوشايند نبود. شهريور ماه آلبوم «از سنگ تا الماس» به آهنگسازي حسين بهروزي‌نيا در كنار 42 هزار آلبوم ديگر رتبه دوم فستيوال موسيقي «جاست پلين» را در زمينه موسيقي خاورميانه كسب كرد. در همين ماه گروه آوازي تهران در مسابقات جهاني توانست مدال طلا به دست آورد. اما مهمتر از همه ثبت رديف موسيقي دستگاهي ايران در يونسكو بود. اين پرونده كه خانه موسيقي مدت‌ها روي آن كار كرده بود، از سال 83 براي ثبت در يونسكو مطرح و با اما و اگرهاي زيادي مواجه بود تا اينكه پس از 5 سال توانست در يونسكو به ثبت برسد و دوستداران موسيقي ايران را خوشحال كند.

  اما اين سال نه تنها سالي به يادماندني ازنظر برپايي كنسرت و جشنواره نبود. بلكه با 14 هنرمندي كه در اين سال به ديار باقي شتافتند، تلخي سال بيشتر شد. نخستين هنرمند موسيقي از دست رفته، شهريار فريوسفي، هنرمند نام‌آشناي موسيقي و نوازنده تواناي تار بود كه تيرماه در سن 53 سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت، آن‌هم درست زماني كه از مراسم خاكسپاري يكي از اقوام در كرج بازمي‌گشت. گويي كه رفتن موسيقيدانان برجسته اين بار از سن ميانسالي آغاز شده بود 2 ماه بعد يعني در شهريور ماه در بحت و حيرت علاقه‌مندان موسيقي، پرويز مشكاتيان، آهنگساز و از پايه‌گذاران گروه چاووش و همچنين داماد سابق محمدرضا شجريان در سن 54 سالگي فوت كرد. مشكاتيان پيش از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در گفت‌وگويي كه پس از درگذشتش منتشر شد، برنامه‌هاي زيادي براي براي اجرا داشت كه اجراي قطعه ققنوس و همراهي عارف با اركسترهاي بزرگ يكي از آن برنامه‌هاي بزرگ بود.

  آبان ماه، اقدس خاورى كه او را با نام هنرى «خاطره پروانه» شناخته مي‌شد، در سن 79 سالگي و بر اثر ايست قلبي در منزل خود درگذشت. خاطره پروانه که از سال قبل به دلیل شکستگی استخوان پا در بستر بیماری به سر می‌برد، پس از تحمل 8 ماه علاقه‌مندان موسيقي را تنها گذاشت اما يك ماه بعد اتفاق ديگري علاقه‌مندان موسيقي را باز هم عزادار كرد. فرامرز پايور، آهنگساز و نوازنده سنتور در سن 88 سالگي درگذشت. پايور سال‌ها در بستر بيماري بود و اين تنها عكس او بود كه بر پرده سياه رنگ تالار وحدت و در مراسم تجليلي كه در غيابش برگزار مي‌شود، مي‌نشست. از ديگر هنرمندان درگذشته موسيقي مي‌توان به: حسن يوسف زماني، سيدغلامرضا دبيري، مصطفي گرگين‌زاده، محمدرضا مقدم‌راد، سيدمحمد نجم‌الدين، سيدمحمد ميرفخرايي، راميتن مجاهدنيا، سيدحسن شجاع مداحي، فرمان بهبود، هوشنگ زهتاب، حسين صبحدل، احسان چناني زاده و سيمين آقارضي اشاره كرد.

  با نزديك شدن ماه‌هاي پاياني اين سال خالي از كنسرت، مديران دفتر موسيقي ارشاد برنامه‌هاي ديگري براي گرم كردن فضاي موسيقايي سال 88 داشتند. از 3 اركستر زيرنظر دفتر موسيقي، اركستر سنتي به رهبري و سرپرستي جليل عندليبي در سكوت رسانه‌اي، چندسالي بود كه تعطيل شده بود. اركستر ملي از خرداد ماه به حالت نيمه تعطيل درآمده بود و تنها اركستر سمفونيك به رهبري منوچهر صهبايي فعاليت‌هاي خود را به طور جدي دنبال مي‌كرد. اواخر آذرماه صهبايي از تور اروپايي اين اركستر در 5 كشور اروپايي خبر داد. در اين اركستر، قطعاتي از موسيقي‌هاي ايراني و قطعه‌اي با نام سمفوني صلح و دوستي نوشته مجيد انتظامي اجرا شد. اين قطعه كه به غلط عنوان سمفوني بر آن گذاشته شده بود، همان قطعه انقلابي بود كه سال قبل انتظامي خود آن را در تالار وحدت با اركستر سمفونيك اجرا كرده بود. اگرچه قرار بود خود انتظامي اين اركستر را در اروپا هدايت كند، اما در روزهاي آخر به دليل بيماري انتظامي و تصميم دفتر موسيقي بنابر آن شد كه صهبايي، اركستر را در اروپا هدايت كند. تنظيمات صهبايي بر اين قطعه و تغيير نام آن از سمفوني به مضموني نزديك‌تر به واقعيت آن به نام كاروان صلح و دوستي باز هم نتوانست از انتقادات شديد موسيقي‌دانان نسبت به چنين برنامه‌اي جلوگيري كند. وجود ايرادات ساختاري در قطعه و اعتراض به اينكه چرا چنين قطعه‌اي بايد نماينده موسيقي ايران در اروپا باشد از جمله ايرادات اصلي نسبت به اين سفر بود. علاوه بر اين پس از اتمام سفر اركستر معلوم شد كه برگزاركنندگان اين برنامه (معاونت هنري در اين موضوع نقشي نداشت) و تمام بليت‌ها را به صورت مجاني در ميان ساكنان كشور ميزبان توزيع كرده بودند تا دست‌كم سالن‌هاي اجرا در زمان حضور نمايندگان ايران خالي نماند.

  اما مهمترين رويداد هنري سال 88 در اسفند ماه رخ داد. بيست و پنجمين جشنواره موسيقي فجر كه روال معمول برگزاري آن در ماه بهمن است، به دليل ماه‌هاي محرم و صفر به اسفندماه موكول شد. جشنواره‌اي كه از بزرگان موسيقي ايران كمتر از هر سال ديگري در آن شركت كردند. نشست مطبوعاتي آن يك هفته به آغاز جشنواره آغاز شد، بليت فروشي جشنواره به دليل مشكل فني 3 روز تاخير داشت، جدول برنامه‌هاي اجرا يك روز قبل از آغاز جشنواره تغيير كرد. جلال ذوالفنون يكي از معدود هنرمندان برجسته حاضر در اين جشنواره يك روز قبل از موعد اجرايش از اجراي برنامه كناره‌گيري كرد. محمد منتظري به حالت اعتراض از نيمه اجرا، سالن را ترك كرد. رضا صادقي، حميد عسكري و بنيامين با اعتراض به كاهش زمان اجرا و مشكل بليت فروشي، سالن را ناراضي ترك كردند و به دليل تمام اين موارد و مشكل دريافت كارت و بليت خبرنگاران هم از اين جشنواره راضي نبودند. تمام اينها باعث شد اين جشنواره بي‌برنامه‌ترين جشنواره موسيقي نام بگيرد. شايد تنها نقطه قوت جشنواره حضور چند هنرمند برجسته خارجي ازجمله راميز قلي‌اف، دولتمند خلف و خوان مارتين در جشنواره بود

 .  اگر محمدرضا شجريان در ماه‌هاي ابتدايي اين سال خبرساز شد، اما اين پسرش همايون شجريان بود كه در ماه‌هاي انتهايي سال خبرساز شد و كنسرتش در پايان سال در اسفند ماه در تبريز لغو شد. كنسرتي كه به دليل حضور دو نوازنده زن در تركيب نوازندگان نتوانست مجوز دريافت كند. گروه نوازندگان حصار و همايون شجريان با ابراز تاسف از اين اتفاق، كنسرت ديگري را در روزهاي 20 و 21 اسفند در قزوين برگزار كردند و اجراي آنها در اين شهر نزديك به تهران پايان بخشي به اجراهاي كنسرت سال 88 شد.

  بزرگان موسيقي ايران به روي صحنه نيامدند، چند موسيقيدان در فرودگاه امام بازداشت شدند. برخي اجراها لغو شد و جشنواره موسيقي فجر هم مهمترين رويداد موسيقايي سال نشد. علاوه بر اينها جشنواره‌هاي موسيقي جوان و آييني - نواحي كه برگزاري آنها به تصويب شوراي راهبردي موسيقي ارشاد رسيده بود، هم چون سال گذشته برگزار نشد. اگرچه اين دو جشنواره در كنار جشنواره موسيقي فجر قرار بود، 3 جشنواره مهم سال را تشكيل دهند، اما جشنواه موسيقي فجر تنها جشنواره دولتي امسال در حوزه موسيقي قرار گرفت.

  به نظر مي‌رسد، چندان هم از غيبت دو جشنواه جوان و نواحي كه خود مسئولان معاونت هنري آن دو را از بنياني‌ترين جشنواره‌ها در حوزه موسيقي دانسته بودند، گله داشت بايد به همين جشنواره نصف و نيم موسيقي فجر هم دلخوش بود. چراكه با روند فعلي هنر موسيقي در كشور ممكن است در سال‌هاي آينده از همين جشنواره هم خبري نباشد.

 منبع: ایلنا

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 و ساعت 7:26 بعد از ظهر |

بَربَط  یا عود یا رود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود.این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ است.

تاریخچهٔ بربط

از آن‌جا که پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.
در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ نخستین مردمی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران‌ پیش از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته‌است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشته‌است.
گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده ‌است. بر پایهٔ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

و اما عود

 چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است). به باور برخی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوئر (Eckhard Neubauer) این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ "رود" فارسی می‌باشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی می‌باشد.
بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.
خود كلمهٔ بربط در واقع از دو كلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن كوچكی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز می‌داند. این واژه به صورت بربت نیز نوشته شده است از جمله در بیتی از منوچهری با واژهٔ بی‌دولت هم‌قافیه شده است:
تاک رز را گفت ای دختر بی‌دولت
این شکم چیست چو پشت و شکم بربت اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

ادامه مطلب
Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 10:24 بعد از ظهر |
لستر ویلیام معروف به له پل نوازنده و سازنده برجسته گیتار برقی و مشهور به «پدر گیتار الکتریک» در سن ۹۴ سالگی درگذشت.

وی طراح گیتار برقی معروف «گیبسون له پل» بود که به کمک تد مک کارتی آن را به وجود آورد. گیتاری که اجرای موسیقی راک اند رول را در دهه شصت امکان پذیر ساخت و ساز مخصوص نوازندگان و گروه‌های معروف راک مثل پل مک کارتنی، اسلش و یوتو بوده‌است.

له پل کارش را با نواختن گیتار جاز برای خوانندگان بزرگی چون نت کینگ کول و بینگ کرازبی شروع کرد اما به زودی از نواختن گیتار اکوستیک خسته شد و به فکر ساختن گیتار برقی افتاد.در سال ۱۰۳۹، له پل، نخستین گیتار برقی خود را ساخت و نام آن را «لاگ» گذاشت که خیلی زود به نام معتبری در صنعت گیتار الکتریک تبدیل شد.

خلاقیت و نوآوری له پل تنها محدود به ساخت و نواختن گیتار نبود بلکه وی در زمینه ضبط موسیقی نیز نوآوری‌هایی انجام داد از جمله تکنیک ضبط استودیویی مولتی ترک، از ابداعات او در این زمینه به شمار می‌رود. تکنیکی که به نوازندگان اجازه می‌داد که بخش‌های مربوط به خود را قبل از میکس نهایی بر روی یک ترک، به صورت جداگانه ضبط کنند.

له پل، الهام بخش بسیاری از نوازندگان و موسیقی دان‌های گروه راک بوده ‌است.


ادامه مطلب
Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 11:15 بعد از ظهر |

با نگاهي به مقولات فرهنگي در كشور به روشني مي توان به نگاه دولتي در اداره اين امر مهم آگاه شد. حال بايد ديد كه اين نگاه دولتي به اين پديده ضروري كه شايد امروزه جنبه تبليغاتي و لوكس به خود گرفته تا چه حد مثبت يا منفيست...

از ديرباز و در بين دولتمردان بسته به آگاهي و بينش آنان نگاه هاي مختلفي در حد تضاد بر قلمرو فرهنگي كشور جلوه گر شد. ديدگاههاي اغلب سليقه اي و غير سيستماتيك چه بسا باعث عقب رفت مسئله اي شده شايد كه از نگاه خود آنان بالاترين و مهم ترين مشكل و اولويت جامعه در حال گذار ايران است.

اگر به خاطر شرايط سني نويسنده مقاله و همچنين تغيير چشمگير سياست فرهنگي ايران٬ دوران پيش از انقلاب را در نظر نگيريم٬ شايد بتوان گفت روند رشد فرهنگي كشور صعودي البته با شيب كم و كمتر از حد انتظار بود كه دلايل آن را به عرض میرسانم.

به نظر نويسنده مقاله مهمترين مشكلي كه در سر راه نيل به هدف بلندي كه خواصه پس از انقلاب به مسئله فرهنگ گرديده نگاه دولتي مسئولين به اين امر است. در تمام جوامع مترقي سهم دولت فقط و فقط سياستگذاري ، نظارت و حمايت است. با اين ديدگاه بار بسيار سنگيني از گرده دولت برداشته مي شود كه همان مسئل اجرائيست.

در كشور ما متاسفانه دولت هم سياستگذار، هم مجري و هم منتقد خود است. كه بيشترين انرژي دولت را مسائل اجرائي صرف مي كند وانگهي بازده مناسبي نيز ندارد به اين دليل كه مشكلات و خطاهاي احتمالي كار به چشم خود قانونگذار نمي آيد و تا دولت متوجه خطا خود گردد و به فكر اصلاح موضوع باشد وقت و انرژي بسياري حدر مي رود.

مساله بعد نوع اداره و تصدي گري دولت بر امور فرهنگيست. امروزه درباره بحث خصوصي سازي در اقتصاد بسيار مي شنويم. خصوصي سازي پايه سبكي و تحرك دولت است. حال اين سوال مطرح مي شود كه مي توان مصداقي از خصوصي سازي در بخش فرهنگي مملكت پيدا كرد؟

شايد اين سوال در نگاه اول امري ثقيل و دست نيافتني بنمايد اما با نگاه به ممالكي كه پيش از ما اين راه را رفته اند و رعايت حريم هاي عقيدتي كشور مسلما راههائي وجود دارد.

 يكي از راههاي مناسب استفاده از انجمنها يا NGO ها (سمنها - سازمانهاي مردم نهاد) در تصميم گيري و اجراي امور است. استفاده از فكر خلاق و انديشه جوانان عضو اين نهادهاي غير دولتي علاوه بر كوچك سازي دولت به تزريق انديشه اي جديد و خلاق در عرصه فرهنگي كشور بسيار موثر است.

ادامه دارد ...

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت 6:49 بعد از ظهر |

کنترباس بزرگترین و بم ترین عضو گروه سازهای آرشه ای است. تعداد سیم های آن چهار یا پنچ تا است.

در قرن نوزدهم و کمی قبل از آن این ساز سه سیم داشته است. در حال حاضر سیم های کنترباس به فاصله چهارم کوک می شوند.

در این ساز اصوات عملا یک اکتاو بم تر از نتی که برای آن می نویسند صدا می دهند.

در کنترباس هائی که پنچ سیم دارند سیم های چهار و پنج به فاصله سوم کوک می شوند .

این ساز را به صورت ایستاده می نوازند.

سطح ساز در عقب بر خلاف سه ساز دیگر گرده ماهی نبوده بلکه صاف است.

سازشناسی پرویز منصوری

فرهنگ تفسیری موسیقی

براي ديدن عكسهاي بيشتر روي ادامه مطلب كليك كنيد.


ادامه مطلب
Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 1:9 قبل از ظهر |

برطرف کردن صداهاي Beep که از اسپيکر خارج ميشود
 
ممکن شما نيز با صداهاي كوتاه سوت و در برخي موارد متناوب كه معمولأ از اسپيكر كامپيوترتان به دلايل مختلف پخش مي شود برخورد داشته ايد. به اينگونه صداها در اصطلاح Beep گفته مي شود. در اين روش قصد داريم به معرفي روشي ساده از طريق رجيستري بپردازيم که با بهرگيري از آن ميتوانيد براي هميشه از دست اين سوتهاي آزار دهنده رهايي يابيد.
بدين منظور:
از منوي Start وارد Run شده و دستور regedit را وارد کرده و Enter بزنيد تا وارد ويرايشگر رجيستري شويد.
اکنون به آدرس زير برويد:
HKEY_CURRENT_USER/Control Panel/Sound
اکنون از قسمت ديگر پنجره ، بر روي Beep دوبار کليک کنيد و در پنجره باز شده در قسمت Value data ، عبارت yes را به no تبديل کرده و دکمه OK را بزنيد.
سپس از رجيستري خارج شده و سيستم را مجدد راه اندازي نماييد.

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 11:9 بعد از ظهر |

ريتم شاد يا ريتم غمگين
اين سوال خيلي از كسانيست كه در فروشگاههاي عرضه محصولات موسيقي دنبال خريد يك آلبوم موسيقي هستند.
اما به راستي شاد بودن يك قطعه موسيقي به چه عواملي بستگي دارد.در ذيل نظرات شخصي نويسنده مقاله به آگاهيتان خواهد رسيد.
شاد بودن يك قطعه در درجه اول به شعر آن بستگي دارد.(البته در قطعات با كلام).ممكن است گفته شود در قطعات موسيقي كه غيراز كلام فارسي دارند شادي قطعهبراي چيست؟
به نظر من مبناي موسيقي فارسي به خاطر اقتدارادبيات در اين زبان مخصوصا در موسيقي سنتي (بهتر است بگوئيم موسيقي ملي) ركن اصلي را به خود اختصاص مي دهد و معني و مفهوم شعر القاي شادي و طرب در شنونده مي كند و اين نكته ، نقطه تفاوت موسيقي ايراني و ديگرموسيقي هاست.
البته من به اين عقيده هستم كه موسيقي زبانيست جهاني و معتقدم اين امرمنافي مطلبي كه در بالا به عرض رسيد نيست چون كلام ، غنا و نكته برتري موسيقي ايرانيست و اين امر درموسيقي ديگر ملل كمرنگتر مي نمايد.
نكته دوم ملوديست. نوع ملودي مشخصا نشان از شادي و آزادگي آهنگساز دارد و اين امر براي شنوندگان حرفه اي كاملا قابل تفكيك و براي شنوندگان غير حرفه اي تفكيك ناپذير اما محسوس است. ريتم هم نكته ايست مهم و تندي يا كندي ضرب بي تاثير بر شادي آهنگ نيست سند اين مطلب ريتم معروف مارش است كه پيش از جنگ يا در نظام براي حفظ روحيه سربازان بكار گرفته ميشود .
و نكته آخر هم نوع صداست. بدون شك شادي صدا ، به زير يا بم بودن و حتي محزون بودن صداي خواننده نيست . جنس صدا و ارتباط خواننده با شعر همراه با ملودي خوب باعث خلق آثاري ماندگار در موسيقي ايران و جهان است.
صدا البته ما هم بايد گوش خود را تربيت كنيم كه هر چيزي را نشنويم و درهياهوي رسانه هاي مختلف از حق انتخاب خود به درستي استفاده كنيم.

و مسلما اين شعار نيست كه ميگويند موسيقي اي خوب است كه بعد از شنيدن آن، انسان به خود بگويد بايد كارخوبي بكنم.

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 6:28 بعد از ظهر |

learn guitarاحتمالا براي خيلي از هنرآموزان موسيقي حفظ كردن يك قطعه كار بسيار مشكلي است. در ابتدا كار بسيار خوب پيش ميرود ولي بعد ازمدتي ديگرحافظه ياري نميكند.آيا بايد يك جمله را آن قدر تمرين كنيم كه از حفظ شويم يا اينكه بايد نكته اساسي ديگري را مورد توجه قراردهيم؟
شايد يكي از ترسناكترين ابعاد زندگي يك نوازنده حفظ كردن يك قطعه باشد. بسياري از نوازنده ها مي توانند به خاطر بياورند كه چگونه ترس از فراموش كردن قطعه در برابر تماشاگران ميتواند بلافاصله به حرفه نوازندگي آنها در برابر عموم خاتمه دهد اگر چه اين مراحل ممكن است هميشه ترسناك باشد.
حفظ كردن يك قطعه نبايد كاري مشكلتر از فراگيري يك سناريو باشد.كاري كه يك هنرپيشه تئاتر بايد هميشه انجام دهد و اگر آنها قادر به انجام چنين كاري هستند پس ما هم ميتوانيم.
اما براستي براي آسانتر كردن مراحل حفظ يك قطعه چه كاري ميتوان انجام داد؟ مراحل حفظ كردن مي تواند درست از ابتداي فراگيري يك قطعه شروع شود، حتي اگرهنوزهم كاملا قادر به نواختن يك قطعه نيستيد، هنگامي كه به نكات تكنيكي قطعه (انگشت گزاري، ريتم، گام، تناليته و...) تسلط بيشتري پيدا كرديد، مرحله حفظ كردن قسمت هاي بزرگتري از قطعه بايد آسانتر باشد.
براي حفظ كردن يك قطعه بايد به اين نكته توجه كرد. برخي از ما داراي حافظه تصويري بسيار خوبي هستيم. (توانائي ديدن نت ها روي صفحه همان طور كه آنها را مي نوازيم ) ولي برخي از موهبت داشتن گوش موسيقائي بسيار خوبي برخوردارند (حافظه شنيداري) .
با هر مهارتي كه داريد ، مي خواهيد تا آنجا كه ممكن است قادر به استفاده از فرم هاي مختلف حافظه باشيد و ضعف هاي خود را در اين زمينه تقويت كنيد. پس نكته مهم شناخت از خود و درك توانائي و استعدادهاي دروني خود است.
از روشهائي كه در ياد گيري يك قطعه نسبتا طولاني توصيه ميشود يادگيري پارت به پارت يا به عبارتي قطعه به قطعه يك ملوديست. به اين صورت كه در ابتدا قسمتهاي اصلي يك قطعه تمرين و به حافظه سپرده شود. دليل آن هم اين است كه قسمتهاي اصلي، حاوي تم واساس وشالوده يك موسيقي است . آهنگساز درآنانژمان و ويرايش يك ملودي سعي ميكند كل بيان خود را از قطعه در اين قسمتها خلاصه كند.
با يادگيري اين قسمتها مي توان شمه كلي يك قطعه را كه در پيشتر گفته شد بدست آورد و فراگيري بقيه قسمتهاي يك قطعه به تبع آن كاري سهل تر مينمايد. و در آخر اين قسمتها با تمرين بيشتر مثل يك پازل در كنار هم چيده و در حافظه هك ميشود. 
 


ادامه مطلب
Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:8 قبل از ظهر |

play guitarبه دلايل متعددي مهمترين نکته اي که شنونده در هنگام نواخته شدن گيتار به آن توجه مي کند کيفيت صداي آن است و اکثر نوازنده ها در اين مقوله ضعف دارندو پس از مطالعاتي که در اين زمينه انجام شده به اين نتيجه مي رسيم که علت اصلي آن توجه بيش از حد به تکنيک دست راست و عدم توجه کافي به مضراب و انگشتان دست چپ است خصوصا در سازي مانند گيتار که پرده هاي پوزيسيون هاي پايين خيلي دور است.بعنوان مثال فرتهای ۱۳-۱۴-۱۵ و...

فقط در صورتي ما صدايي واضح و قوي خواهيم داشت که انگشتان دست چپ بدون توجه به فشاري که به کار مي رود دقيقا روي فرت يا پرده قرار بگيرند. اغلب هنرجويان موسيقي وقت بسياري را صرف افزايش سرعت نوازندگي و حرکات اکروباتي مي کنند و اين موضوع را فراموش مي کنند که عامل اصلي در نوازندگي کيفيت صداست.(سوناريته)

 هنگامي که ما انگشت دست چپمان را ما بين 2 پرده بگذاريم صدايي شبيه وزوز ( گز ) مي شنويم يا اينکه صدايي بسيار ضعيف توليد مي شود حتي اگر انگشتانمان را با قدرت به سيم ها فشار دهيم. اما وقتي همان انگشت را با همان مقدار فشار نزديک پرده مي گيريم صدايي قشنگ و زيبا خواهيم داشت.(گوشه فرت )

 براي داشتن چنين صداي صاف و زيبا يک سري تمرينات ساده براي انگشتان دست چپ در نظر گرفته شده است تا هنرجو بتواند انگشتانش را دقيقا روي پرده مورد نظر قرار دهد.

و اين تمرينات در صورتي مي تواند مفيد باشد که مرتبا تکرار شود. انگشت اول را روي سيم اول، پوزيسيون اول قرار دهيد. دقت کنيد که نوک انگشتان کاملا نزديک به پرده باشد و حال با دست راست بنوازيد. و مراقب باشيد که فشار انگشت چپ را کم نکنيد. سپس انگشت دوم را روي پرده دوم قرار داده و همان کار را تکرا کنيد.

play guitarانگشت اول را هم چنان بر روي پرده اول نگاه داريد و همينطور انگشت سوم روي پرده سوم و انگشت 4 روي پرده چهارم. اينک دست خود را طوري جابجا کنيد که انگشت اول روي پرده پنجم قرا گيرد و همينطور انگشت 2،3،4.. و اين تمرين را تا پرده 20 تکرار کنيد. و سپس همين تمرين را روي سيم هاي دوم و ...


ار پرده يک تا بيست ادامه دهيد. نکته مهم در اينجا اين است که با بالا رفتن گامهاي کروماتيک فاصله بين پرده ها کمتر مي شود در نتيجه دائما محل انگشتان را چک کنيد تا دقيقا در جاي خود قرار بگيرد. پس از مدتي به طور غريزي محل صحيح انگشتانتان را خواهيد يافت.

منبع: گیتار فورآل

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:0 قبل از ظهر |
اسپيكردر یک سیستم پخش صوتی جعبه بلندگوها1 عامل تبدیل انرژی الکتریکی به صوتی هستند لذا بنظر می رسد انتخاب نا مناسب آنها با وجود کیفیت بالای دستگاه پخش و آمپلی فایر، می تواند بر نتیجه نهایی تاثیر نامطلوب بگذارد. بنابراین کاملآ ضروری است که هنگام خرید جعبه بلندگو در انتخاب آن دقت و وسواس کافی بخرج داده شود تا چیزی که دقیقآ نیازهای شما را برطرف می کند تهیه شود.


هرچند تکنولوژی ساخت بلندگوها بیش از 50 سال است که تغییر خاصی نکرده اما کیفیت مواد و مدارهایی که در باندهای (جعبه بلندگوهای) امروزی برای پردازش صدا در درون باند تعبیه شده است، عملآ تفاوتهای بسیاری را میان باندهای امروزی با مدلهای قدیمی بوجود می آورد.

ویژگی مهم این مدارها که در واقع فیلترهایی برای جدا کردن فرکانسهای مختلف صوتی هستند، آن است که با تفکیک فرکانس خروجی امکان ارسال هر بخش فرکانسی به یک بلندگوی خاص در باند را بوجود می آورند. به این ترتیب شما می توانید فرکانسهای بم را به یک بلندگو بزرگ و فرکانس های ریز را به یک بلندگوی کوچکتر تحویل دهید. به بیان دیگر با تفکیک فرکانس می توان هر بخش فرکانسی را به بلندگویی تحویل داد که پاسخ فرکانسی بهتری به آن طیف می دهد. به این فیلترها مدارهای Crossover هم گفته می شود.

اصطلاحی مانند 2 یا 3، Way بیانگر این موضوع است که فیلترهای درون باند توانایی تقسیم فرکانس خروجی را به چند دسته دارند. بنابراین جعبه بلندگویی که دو مسیرداشته باشد خروجی را به دو قسمت تقسیم می کند و معمولآ دارای یک بلندگوی توئیتر (Tweeter) و یک بلندگوی ووفر (Woofer) هست. توئیتر بلندگوی کوچکی است که فرکانسهای بالا را تحویل می گیرد و ووفر بلندگویی با دهانه بزگ است که فرکانسهای متوسط و کم را تحویل گرفته به صوت تبدیل می کند.

تفاوت دیگر باندهای امروزی با انواع قدیمی آن، پیشرفت آنها در طراحی آکوستیک جعبه است که در نهایت کمک بسیاری به کیفیت ارائه صوت کرده و راندمان باند را بالا می برند.

 ايستاده
باندهای ایستاده
اگر مشکل جا ندارید و فضای کافی در اختیار دارید باندهای ایستاده (Floor Standing) که از قدیم وجود داشتند بهترین انتخاب برای دریافت بهترین صدای خروجی از یک سیستم صوتی هستند. آنها معمولآ روی زمین قرار گرفته و بزرگتر از سایر انواع باندها هستند و به همین دلیل پاسخ فرکانسی بهتری نسبت به بقیه دارند و می توانند نسبت به رنج وسیعی از فرکانسها - حتی باسهای بسیار بم - عکس العمل مناسب نشان دهند.

این نوع از باندها معمولآ راندمان کاری بهتری نسبت به بقیه دارند و بیشترین توان خروجی آمپلی فایر را به صوت تبدیل می کنند (تلفات انرژی کمی دارند). قیمت متوسط این باندها از انواع دیگر باند گرانتر است. به دلیل پاسخ فرکانسی بسیار خوب این باندها لازم است تنها در صورتی که سیستم صوتی خیلی خوبی در دسترس دارید از این نوع باندها استفاده کنید چرا که اگر کیفیت خروجی آمپلی فایر یا سیستم پخش شما پایین باشد عملآ پول خود را دور ریخته اید.

 
قفسه ايباندهای قفسه ای
باندهای Bookshelf به آنهایی گفته می شود که شبیه به باندهای ایستاده هستند اما در ابعاد کوچکتر. این نوع از باندها جایگزین مناسبی برای باندهای ایستاده هستند و معمولآ بهره و کیفیت صوتی قابل قبولی نسبت به ابعاد و قیمت در مقایسه با باندهای ایستاده دارند. این نوع از باندها را هم در قفسه کتابخانه یا طاقچه قرار می دهند و هم بر روی زمین، اما در حالت اخیر به علت کوچکی باند معمولآ از پایه برای بالاتر آمدن باند از سطح زمین استفاده می شود.

این باندها اغلب دو مسیره بوده و تقریبآ در تمام سیستم های صوتی معمول که جوانان تهیه می کنند از آنها استفاده می شود. به دلیل سایز کوچک آنها نمی توان از آنها خروجی بم با کیفیت و قدرت بالا گرفت، به همین دلیل بسیاری از شنوندگان حرفه ای موسیقی که توان مالی خرید باندهای ایستاده را ندارند با افزودن یک ساب ووفر (Subwoofer) سیستم صوتی خود را تقویت میکنند.

 
چند تكهباندهای چند تکه
به این نوع از باندها سیستم های Satellite/Subwoofer گفته می شود. آنها راندمان خوبی را با توجه به قیمت پایین و فضای اشغالی کم در اختیار شما قرار می دهند. این باندها معمولآ از یک باند ساب ووفر و چند تکه باندهای کوچک که به Satellite معروف هستند تشکیل شده است. Satellite ها آنقدر کوچک هستند که شما می توانید هر جایی روی دیوار یا کتابخانه آنها را نصب کنید. به همین دلیل معمولآ علاوه برآنکه جایی را از شما نمی گیرند صدای خروجی را در سطح وسیعی پخش می کنند و شما را با گونه جدیدی از موسیقی آشنا می کنند.

اما باندی که وظیفه ارائه صداهای بم را دارد یعنی Subwoofer باید در جای مناسبی نصب شود چرا که فرکانسهای بم بر خلاف فرکانسهای زیر بیشتر در یک جهت منتشر می شوند و به این علت باید آنرا در جای مناسب قرار دهید تا صدای نهایی که از سیستم خارج می شود بطور متعادل به گوش برسد. مشکل بزرگ این باندها وجود سیمهای ارتباطی میان قسمتهای مختلف است که حتمآ در مقایسه با قیمت مناسب می توان آنرا تحمل کرد.


1 : در کشور ما اصطلاح باند بیشتر متداول است، لذا منظور از باند در این مقاله جعبه بلندگو است که شامل بلندگوها و فیلتر ها میشود.
 
منبع: هارموني تالك 
Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 9:0 بعد از ظهر |
مقاله

تا چند سال پيش، فقط چند كمپانی معروف موسيقی تصميم می گرفتند كه دنيا به چه موسيقی گوش دهد. ولی فن آوری ديجيتال سيستم گذشته را كاملا دگرگون كرده است.


باريك و لاغر، با ريش سياه بزی و شخصيتی آرام كه لازمه يك موزيسين است، جان برنسون (2) می تواند به راحتی خود را به جای خواننده ای جا بزند كه آلبومش در سطح بين المللی فروش زيادی داشته است. و در حقيقت، همينطور هم هست. برنسون، كه گيتار هم می نوازد و شعر هم می سرايد، گروه ريز وست بيسمنت (3) را در سال 1996 به همراه دوستش و نوازنده جاز، كريس لينورس(4)، تشكيل داد. سبك موسيقی اين گروه چهار نفری آميخته ای است از راك اند رول با موزيك فولك آمريكايی و موزيك هيپ، و اشعار طعنه آميز.

برای فروش بيشتر آلبوم دومشان، " در كنار رودخانه ای كه آبی می درخشد" (5)، برنسون و ديگر اعضای گروه يك تور 31 روزه در 26 شهر آمريكا در تابستان امسال اجرا كردند و موفق شدند شنوندگان زيادی را به كلوپ های راك در سرتاسر آمريكا بكشانند. اگر به خاطر يك برنامه از پيش برنامه ريزی شده نبود، ممكن بود كه مدت بيشتری برنامه تور خود را ادامه دهند. ولی برنسون بايد به سانفرانسيسكو بازمی گشت تا در كنسرت مدرسه ای كه به شاگردانش موسيقی درس می دهد، برنامه اجرا كند.

مقاله

معلم مدرسه ای كه ستاره راك هم هست؟ 10 سال پيش، يا حتی پنج سال پيش، يك همچين چيزی غير ممكن بود. در آن زمان، موزيسين ها از دو نوع بودند: يكی آنهايی كه توسط كمپانی های موسيقی برای ساختن آلبوم انتخاب می شدند، و ديگری هم بقيه آدمها. برای گروه اول، " كشف شدن " توسط يكی از كمپانی های موسيقی مانند اجازه ورود به يكی از كلوپ های خيلی اختصاصی بود. بدون داشتن يك سی. دی. هيچكس نمی تواند موسيقی شما را بشنود، و ساختن يك سی. دی. برای خيلی از آدمها كار بسيار پر هزينه و پيچيده ای بود. و حتی اگر كسی می توانست اين كار را انجام دهد، راه خوب و موثری برای عرضه آن به مردم وجود نداشت. برای همين افرادی كه برچسب كمپانی های موسيقی را روی موسيقی خود نداشتند می بايستی به اجرای برنامه های كوچك اكتفا می كردند، يا احتمالا پول زيادی را صرف می كردند تا چند " آهنگ نمونه "، كه با دستگاههای آماتوری ضبط شده بود، ضبط كرده و به اين كمپانی ها بزرك ارسال كنند. همه اينها با اين آرزو انجام می گرفت كه شخصی از جايی پيدايش شود و زندگی آنها را دگرگون كند.

برای مطالعه بقیه مطالب روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 11:42 قبل از ظهر |

مقاله

يكي ازمشكلات موسيقي امروز ما عدم وجود تقسيم ، تعريف و دسته بنديهاي موسيقي است . به طور كلي موسيقي ايران از ديدگاه برخي از موسيقدانهاي ايراني به دو نوع تقسيم مي شود: يكي موسيقي عاميانه كه شامل موسيقي رديف دستگاهي ، موسيقي نواحي مختلف ايران و موسيقي مذهبي و آييني است ، و دوم موسيقي هنري كه شامل موسيقي كلاسيك بين المللي و موسيقي ملي است . اما اين نگاه ، نظر موسيقي شناسان قرن نوزدهم اروپاست كه موسيقي را به دو دسته تقسيم مي كرده اند: موسيقي عاميانه شفاهي كه بيشتر از شرق به اروپا رفته است، كه آن موسيقي پس از قرن 14 و 15 مكتوب شد و در قرن 16 يعني دوره رنسانس ، باخ آن را به موسيقي هنري تبديل كرد و نوع دوم موسيقي ، موسيقي هنري است . به دليل اين تقسيم بندي ، غرب موسيقي فرهنگهاي ديگر را به دليل شفاهي بودن هارموني نداشتن و ... عاميانه تلقي مي كند و هنري نمي داند . در حالي كه از نظر علم اتنوموزيكولوژي اين نظر قابل قبول نيست . زيرا موسيقي بسياري از نقاط مختلف ايران ويژگيهاي زيبا و هنري دارد كه كاملاً بر همه روشن است. 

  اگر چه امروزه نيز برخي معتقدند موسيقي «رديف» ابتدايي و عاميانه است، اما با مطالعه مي توان اثبات كرد كه اين موسيقي علمي، با شكوه ، با معنا و هنري است و جايگاه خاصي در بين موسيقي فرهنگهاي مختلف دارد. در يك بررسي مي توان متوجه شد كه در ايران علم نظري موسيقي ما از زمان فارابي و ابن سينا وجود داشته است. موسيقي ما بعد از اسلام به موسيقي مقامي تبديل شد و در اوايل دوره قاجار با تغيياتي به موسيقي رديف تبديل گشت. اين بدين معناست كه ما دوره هاي مختلف ، سبكها و انواع مختلف موسيقي نيز در كشورمان داشته ايم .

به طوركلي ديدگاه گذشته غرب در مورد تقسيم موسيقي شرق صادق نيست . زيرا فرهنگ شرقي دو يا چند نوع موسيقي خاص خود را دارد كه نوع جدي و هنري آن كاملاً با فرهنگ موسيقي هنري كلاسيك غربي يا بين المللي متفاوت است . بنابراين بهتر است با توجه به روشهاي علمي ، تجربي و مشاهده فرهنگهاي شرقي موجود ، به بررسي و تحقيق پرداخت و انواع موسيقي ايران را پس از شناخت، تقسيم بندي و حتي الامكان تعريف ، توصيفق و مقايسه كرد.

 

 

 

 

برای مطالعه دنباله مقاله ادامه ومطلب را کلیک کنید.

 

موضوع مرتبط :

اطلاعات و مقالات موسیقی

 



ادامه مطلب
Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در شنبه هفتم مرداد 1385 و ساعت 1:26 قبل از ظهر |

موسیقی 


يكي ازمشكلات موسيقي امروز ما عدم وجود تقسيم ، تعريف و دسته بنديهاي موسيقي است . به طور كلي موسيقي ايران از ديدگاه برخي از موسيقدانهاي ايراني به دو نوع تقسيم مي شود: يكي موسيقي عاميانه كه شامل موسيقي رديف دستگاهي ، موسيقي نواحي مختلف ايران و موسيقي مذهبي و آييني است ، و دوم موسيقي هنري كه شامل موسيقي كلاسيك بين المللي و موسيقي ملي است . اما اين نگاه ، نظر موسيقي شناسان قرن نوزدهم اروپاست كه موسيقي را به دو دسته تقسيم مي كرده اند: موسيقي عاميانه شفاهي كه بيشتر از شرق به اروپا رفته است، كه آن موسيقي پس از قرن 14 و 15 مكتوب شد و در قرن 16 يعني دوره رنسانس ، باخ آن را به موسيقي هنري تبديل كرد و نوع دوم موسيقي ، موسيقي هنري است . به دليل اين تقسيم بندي ، غرب موسيقي فرهنگهاي ديگر را به دليل شفاهي بودن هارموني نداشتن و ... عاميانه تلقي مي كند و هنري نمي داند . در حالي كه از نظر علم اتنوموزيكولوژي اين نظر قابل قبول نيست . زيرا موسيقي بسياري از نقاط مختلف ايران ويژگيهاي زيبا و هنري دارد كه كاملاً بر همه روشن است.

اگر چه امروزه نيز برخي معتقدند موسيقي «رديف» ابتدايي و عاميانه است، اما با مطالعه مي توان اثبات كرد كه اين موسيقي علمي، با شكوه ، با معنا و هنري است و جايگاه خاصي در بين موسيقي فرهنگهاي مختلف دارد. در يك بررسي مي توان متوجه شد كه در ايران علم نظري موسيقي ما از زمان فارابي و ابن سينا وجود داشته است. موسيقي ما بعد از اسلام به موسيقي مقامي تبديل شد و در اوايل دوره قاجار با تغيياتي به موسيقي رديف تبديل گشت. اين بدين معناست كه ما دوره هاي مختلف ، سبكها و انواع مختلف موسيقي نيز در كشورمان داشته ايم .

به طوركلي ديدگاه گذشته غرب در مورد تقسيم موسيقي شرق صادق نيست . زيرا فرهنگ شرقي دو يا چند نوع موسيقي خاص خود را دارد كه نوع جدي و هنري آن كاملاً با فرهنگ موسيقي هنري كلاسيك غربي يا بين المللي متفاوت است . بنابراين بهتر است با توجه به روشهاي علمي ، تجربي و مشاهده فرهنگهاي شرقي موجود ، به بررسي و تحقيق پرداخت و انواع موسيقي ايران را پس از شناخت، تقسيم بندي و حتي الامكان تعريف ، توصيفق و مقايسه كرد.

 

 برای مطالعه مطلب و عکسهای بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 و ساعت 3:9 قبل از ظهر |
 

اسلش


 


 


 

 


 





1ـ مهم‌ترين مسئله پرورش شنوايي است. كوشش كن از اوان نوجواني رنگ‌بندي (tonality) و صداهاي جداگانه را درك نمايي. به صداهاي ناقوس، شيشه پنجره، مرغ كوكو گوش فرا ده كه چه صداهايي از خود در مي‌آورند.

2ـ گامها و ديگر تمرينات انگشتان را با سعي و پشتكار بنواز. اما بسياري چنين مي‌پندارند كه با اين راه همه چيز را كسب مي‌كنند و تا زمان پيري و فرتوت شدن، هر روز ساعات زيادي را با اين تمرينات مكانيكي به سر مي‌برند! اين كار تقريباً مشابه آن است كه هر روز الفبا را با سعي و كوشش فراوان سريع‌تر از روز قبلي تلفظ كني. از وقت خود درست‌تر و بهتر استفاده كن.

4ـ با ريتم بنواز: اجراي برخي نوازندگان ويرتوئوز (virtuoso) مانند راه رفتن آدم مست است. از آنها عبرت مگير.

5 ـ هر چه مي‌تواني قوانين اساسي هارموني (هماهنگي) را سريع‌تر بياموز.

6 ـ از واژه‌هاي تئوري (نظريه)، ژنرال ـ باس، كنترپوان و مانند آنها مترس؛ آنها با روي باز به سوي تو خواهند آمد به شرطي كه تو نيز در مقابل چنين رفتار نمايي.

7ـ هيچ گاه ساز موسيقي را از روي بي‌حوصلگي ننواز! هميشه قطعه موسيقي را تا آخر و با احساس تر و تازه بنواز و هيچ گاه در نيمه راه رها مكن.

8 ـ كش دادن (طول دادن) و عجله ـ نواقص يكسان و بزرگي هستند.

9ـ به آن بينديش كه قطعات آسان را درست و خوب اجرا كني؛ اين كار بهتر از آن است كه قطعات دشوار را در حد‌ّ متوسط بنوازي.

10ـ هميشه به شفافيت كوك ساز خود فكر كن.

11ـ نه تنها انگشتان بايد قطعه را به تصرف خود در آورند، بلكه قطعه را براي خودت بدون ساز زمزمه كن. تصو‌ّر خود را آن قدر گسترش ده تا بتواني در حافظه‌ات نه تنها ملودي اثر، بلكه هارموني متعلق به آن را نيز به خاطر بسپاري.

12ـ حتي اگر صداي كمي داري كوشش كن از روي ورق نت و بدون ساز بخواني (زمزمه كني)؛ ظرافت شنوايي تو از اين هم بيشتر رشد مي‌كند اگر صداي تو خوب است لحظه‌اي تأخير مكن و آن را گسترش ده؛ اين را همچون زيباترين نعمتي بدان كه آسمان به تو بخشيده است.

13ـ تو بايد به اندازه‌اي كار كني و تكامل پيدا كني تا بتواني هنگام «ديد‌‌ ـ‌ ‌خواني‌» يا با چشم خواندن‌ِ ن‍ُتها، موسيقي آن را درك نمايي.

14ـ هنگامي كه مي‌نوازي نگران مباش كه چه كسي به تو گوش مي‌كند.

15ـ هميشه چنان بنواز، انگار كه يك استاد به تو گوش مي‌كند.

16ـ اگر به تو پيشنهاد شود كه از روي ورقه نت اثر ناشناسي را اجرا (دشيفراژ) نمايي، ابتدا آن را از نظر بگذران.

17ـ اگر تو كار روزانه خود را در موسيقي انجام داده‌اي و احساس مي‌كني خسته‌اي ديگر به خودت فشار نياور. استراحت بهتر است تا كار بدون رغبت و طراوت روحي.

18ـ اثري كه م‍ُد روز است اجرا مكن، وقت عزيز است. بايد صد عمر را داشت، تا تنها آن همه چيزهاي خوبي كه در دنيا وجود دارد را بشناسي.

19ـ با قند و شيريني و شكلات، هيچ بچه سالم به سن‌ّ بلوغ نمي‌رسد. غذاي معنوي نيز همچون غذاي جسماني بايد ساده و سالم باشد. اساتيد بزرگ به طور كافي چنين غذاي خوبي را آماده كرده‌اند؛ از آنها استفاده كن.

21ـ تو نبايد به انتشار (پخش) آثار بد كمك كني؛ برعكس بايد با تمام قوا مانع آن شوي.

22ـ بي‌جهت آثار بد را اجرا مكن و مشنو.

23ـ هرگز به ظاهرگرايي و خودنمايي سرگرم نشو سعي كن موسيقي آن تأثير را گذارد كه مورد نظر مؤلف است بيش از اين لازم نيست و تحريف به شمار مي‌رود.

24ـ تغيير در آثار آهنگسازان خوب، حذفهاي دلبخواهي و يا بدتر از آن وارد كردن تزئينات نو و يا مدرن وارد آن كردن ناروا و زشت به شمار مي‌رود. چنين كاري بزرگ‌ترين توهيني است كه تو مي‌تواني به هنر وارد سازي.

25ـ در انتخاب قطعه موسيقي براي كار با بزرگ‌ترها مشورت كن. تو با اين راه از تلف كردن زمان زياد صرفه‌جويي مي‌كني.

26ـ به‌تدريج با آثار بزرگ آهنگسازان برجسته آشنا شو.





27ـ از موفقيت برخي نوازندگان ويرتوئوز (مترجم؛ در اينجا، شخصي كه خودش را هنرمند واقعي قلمداد مي‌كند،) كه اغلب به دست مي‌آورند فريفته مشو. بگذار «هنرمند شدن» براي تو باارزش‌تر از مورد قبول عام قرار گرفتن باشد.

28ـ همه چيزهاي مد روز، با مرور زمان از مد مي‌افتد و اگر تو دائماً تا زمان فرا رسيدن پيري مد را دنبال كني به يك آدم توخالي و ظاهرپرست مبدل مي‌شوي كه براي كسي اصيل و محترم نخواهي بود.

30ـ هيچ گاه فرصت شركت كردن در دوئت (دونوازي) تريو (سه‌نوازي) و مانند آنها را از دست مده. اين فعاليت به نوازندگي تو آزادي و جنب و جوش مي‌بخشد. هر چه بيشتر همراه آوازخوانها بنواز.

31ـ اگر همگان مي‌خواستند ويولن اول را بنوازند جمع كردن اركستر ممكن نبود. از اين رو براي هر نوازنده (موسيقيدان) در جاي خودش احترام قائل شو.

32ـ ساز خود را دوست بدار، ولي از روي تكب‍ّر (شهرت‌پرستي) آن را بهترين ساز و منحصر به ‌فرد مشمار. در خاطر داشته باش كه سازهاي ديگر و با همين اندازه زيبا نيز وجود دارد. موجوديت آوازخوانها يادت باشد: فراموش مكن كه عالي‌ترين مضامين موسيقي بيان خود را در اركستر و كر پيدا مي‌كنند.

33ـ هر گاه بزرگ شدي بيشتر با پارتيتور معاشرت كن تا با نوازندگان ويرتوئوز.

34ـ‌ با جد و جهد فوگهاي اساتيد بزرگ و قبل از همه ي. ز. باخ را بنواز. «كلاوير تعديل‌شده» بايد خوراك روزانه تو باشد. آن گاه تو بدون شك موسيقيدان جدي و دانايي ‌خواهي شد.

35ـ از بين دوستانت آنهايي را انتخاب كن كه از تو بيشتر مي‌دانند.

36ـ در بين مشغله‌هاي موسيقي، با مطالعه اشعار شعرا استراحت كن. بيشتر در دامن طبيعت باش!

37ـ مي‌توان از آوازخوانها بعضي چيزها را آموخت، اما در همة موارد به آنها اعتماد مكن.

38ـ عالم بزرگ است. فروتن باش! در حالي كه هيچ كشفي نكرده‌اي و هيچ چيزي را نيافريده‌اي كه قبل از تو آشكار نبوده و اگر هم چيزي را كشف كردي آن را نعمتي بدان كه از بالا به تو ارزاني داشته‌اند و بايد آن را با ديگران قسمت كرد.

39ـ آموزش تاريخ موسيقي و تقويت دانش خود با شنيدن بهترين آثار دورانهاي مختلف خيلي سريع‌تر، از هرگونه خودرأيي و غرور دورت مي‌كند.

42ـ فرصت تمرين كردن ارگ را از دست مده؛ هيچ سازي مانند ارگ وجود ندارد كه چنين سريع و مستقيم، انتقام كثيفي‌ِ انشاء و اجراي اثر موسيقي را بگيرد.

43ـ با جد و جهد و كوشش در كُر بخوان به‌خصوص بخش مياني را. اين كار خصوصيات موزيكاليته (حس موسيقايي) تو را رشد مي‌دهد.

44ـ اما موزيكال (حس موسيقايي) بودن چه معني دارد؟ تو موزيكال نيستي اگر با ترديد و با چشمان حيرت‌زده به نتها نگاه كرده و با مشكل، قطعه را تا آخر اجرا كني؛ تو موزيكال نيستي، اگر شخصي به ‌طور تصادفي دو صفحه نت را برايت ورق زند، توقف كرده و نتواني نواختن را ادامه دهي. ولي تو موزيكال هستي اگر در قطعه‌اي جديد تقريباً احساس كني كه در ادامه چه بايد باشد، در اثري آشنا همين روال در ذهنت بايد باشد. موسيقي نه تنها در انگشتانت بلكه در سر و دلت جاي دارد.

45ـ اما چطور مي‌توان موزيكال شد؟ فرزند عزيزم، از همه چيز مهم‌تر شنوايي تيز و درك فوري است، چون همه چيز از آسمان القا مي‌شود. اما استعداد را مي‌توان پرورش و تكامل داد، به اين هدف دست نمي‌يابي اگر گوشه‌نشيني اختيار كني و تمام روز تمرينات مكانيكي انجام بدهي؛ تماس زنده و همه‌جانبه با موسيقي ضروري است: به‌ويژه سر و كار داشتن با كُر و اركستر.

46ـ در مرحله اول گستره آوايي آدمي را در چهار شكل اساسي مشخص ساز: به آوازها گوش فرا ده، به‌ويژه در كُر؛ تحقيق كن كه كدام مناطق قدرت بيشتري را دارا هستند و در كدام يك آوازها به بيان نرم و لطيف مي‌پردازند.

47ـ به همة ترانه‌هاي محلي با دقت گوش فرا ده؛ اين، گنجينة زيباترين ملوديهاست؛ آنها خلق و خوي ملتهاي گوناگون را برايت بازگو مي‌كنند.


 





48ـ از اوان كودكي خواندن كليدهاي قديمي را تجربه كن. در غير اين صورت بسياري از گنجينه‌هاي گذشته براي تو دست‌نيافتني است.

49ـ از ابتداي آموزش به صدا و شخصيت سازهاي گوناگون توجه كن. كوشش كن تا خواص مخصوص صداها را در حافظه شنوايي‌ات حك كني.

50 ـ هيچ گاه فرصت شنيدن يك اپراي خوب را از دست مده.

51‌ ـ قديم را بزرگ بدار، ولي با روي باز به پيشواز نو برو. به اسامي ناشناس با نظر مغرضانه نگاه مكن.

52 ـ در مورد يك اثر موسيقي از اولين تأثير آن قضاوت مكن: آنچه در لحظة اول به تو خوش مي‌آيد نه همه وقت بهترين است. اساتيد آموختن بيشتر را تقاضا دارند. بسيار چيزها در مرحلة بلوغ براي تو روشن مي‌شود.

53 ـ در قضاوت راجع به موسيقي بين يك اثر هنري و اثري كه تنها براي سرگرمي (آماتور) است تفكيك قائل شو. از اولي دفاع كن اما در مورد دومي خشمگين مشو!

54 ـ «ملودي»، نداي رزمي (جنگي) اشخاصي با معلومات سطحي (غير حرفه‌اي) است، و در حقيقت موسيقي بدون ملودي موسيقي نيست. اما بفهم كه آنها از مفهوم «ملودي» چه چيز را در نظر دارند: آنها ملودي س‍َب‍ُك و زود درك‌شونده، با ريتم ظاهراً جذاب را اعتراف مي‌كنند. ولي باز آثار زيادي داراي شيوه‌هاي ديگر موجود است و اگر هر گاه هر جايي از آثار باخ، موتسارت و بتهوون را بازنمايي هزاران شكل گوناگون ملودي را مي‌بيني؛ برعكس ملوديهاي اپراي نوي ايتاليايي با روش حقيرانة يك‌نواخت تو را دلگير خواهد كرد.

55 ـ بسيار خوب و جالب است اگر تو در پيانو ملوديهاي كوچك را بنوازي و بيشتر خوشحال باش وقتي كه آنها خود به خود و بدون ساز به سراغ تو مي‌آيند. معلوم مي‌گردد كه در تو درك باطني موسيقي بيدار مي‌شود. انگشتان بايد آن چيزي را كه مغز مي‌خواهد اجرا كنند، نه برعكس.

56 ـ در ابتداي ساختن يك اثر موسيقي همه قطعه را در مغز بساز. زماني كه كاملاً آماده شد، آن را مي‌تواني روي ساز اجرا كني. اگر موسيقي تو از باطن تو برخاسته باشد و تو آن را احساس كردي به ديگران نيز همان تأثير را خواهد بخشيد.

57 ـ اگر آسمان به تو تخيل (فانتزي) زنده عطا كرده است، پس در لحظات تنهايي تو گاهي ميخكوب‌ مي‌شوي پشت ساز مي‌نشيني، با كوشش باطني خود ـ‌ «من» ـ را در هارموني بيان كني؛ و هر قدر اين عالم هارموني برايت ناروشن است تو همان قدر مرموزتر احساس داري كه بر گردونه سحرآميز‌ِ هستي سوار شوي. اين خوشبخت‌ترين ساعات جواني است. اما اغلب زمان خود را در اختيار‌ِ اميال‌ِ استعدادت قرار مده كه آن، تو را به صرف كردن وقت و قوه‌ات براي ساخت تصاوير توه‍ّمي (رويايي) برمي‌انگيزد. فرا گرفتن فرم و نيروي بيان روشن به تو، تنها همراه با دانش مكتوب مي‌آيد. از اين رو بيشتر وقت خودت را به نوشتن صرف كن، تا بداهه‌نوازي (improvization, impovise)

58‌‌ ـ هر چه زودتر به كار رهبري اركستر آشنا شو. بيشتر به رهبرهاي خوب نظر كن؛ همراه با آنها مي‌تواني آهسته آهسته به كار رهبري بپردازي. اين كار موضوع را روشن مي‌نمايد.

59‌ـ به دقت به زندگي نظر كن و نيز با هنرها و علوم ديگر آشنا شو.

60 ـ قوانين اخلاق عيناً قوانين هنر است.

61‌‌ـ با كوشش و فعاليت هميشه (همه وقت) به درجات والاتر خواهي رسيد.

62‌ ـ از يك ورقه فلز كه چند سكه بيشتر ارزش ندارد مي‌توان هزاران فنر ساعت ساخت كه بسيار باارزش است. «ورقه فلزي» كه از عالم بالا به تو داده شده است، از روي وجدان استفاده نما.

63‌ ـ در هنر هيچ چيز حقيقي بدون شور و اشتياق ساخته نمي‌شود.

64 ـ هنر نه براي جمع كردن ثروت است سعي كن يك هنرمند باكمال شوي. ديگر هر چه هست خود‌به‌خود به دست مي‌آيد.

65‌ـ فقط زماني كه فرم اثر برايت روشن شود مضمون آن نيز واضح مي‌گردد.

66 ـ شايد تنها نابغه مي‌تواند نابغه را تا انتها درك كند.

67‌ـ شخصي گفته است كه نوازنده كامل بايد با شنيدن اثر اركستري در بار اول، پارتيتور آن را تصور كند. اين عالي‌ترين هدف است كه در موردش مي‌توان آرزو كرد.

68 ـ آموزش انتها ندارد.

روبرت شومان
و ديگر اندرزها



ـ به هر دوره براي خدمتهايش احترام قائل مي‌شويم! دوران نو نيز دست‌آوردهاي درخشاني دارد.
ـ در همه دوران، آهنگسازان بد هم وجود داشتند و نيز ناداناني كه از آنها تعريف مي‌كردند.
ـ اگر قرار است نزد كسي چيزي بنوازي بهانه نياور؛ اين كار را بلافاصله انجام بده و يا فوري رد كن.
ـ تو تنها يك استاد را دوست مدار، اساتيد زياد بوده و هستند.
ـ فكر نكن كه موسيقي قديمي، منسوخ (كهنه) گشته. سخن زيبا و حقيقي هيچ گاه كهنه نمي‌شود، موسيقي زيبا و حقيقي نيز چنين است: پير نمي‌شود.
ـ قطعه موسيقي خود را چنان تصور كن كه گويا در پيش چشمانت حاضر است.


 


 



1ـ قوانين حياتي براي اهل موسيقي موافق (مطابق) نشر سال 1959 با ويرايش د. و. ژيتاميرسكي چاپ مي‌شد.



مطابق نقشة اوليه ر. شومان اين حكمتها براي جايگزيني بين قطعات «آلبوم براي نوجوانان» پيش‌بيني گشته، ولي آهنگساز از اين نيت دست كشيده و آنها را به طور جداگانه نشر نمود. (ضميمه «مجله نو موسيقي»، لايپزيگ. No:36 و 1850).



بعدها «قوانين حياتي» «ضميمه» «آلبوم براي نوجوانان» گرديد و در سال 1854 به نشر آثار يك جلدي روبرت شومان به نام «مجموعه مقالات درباره موسيقي و موسيقيدانان» انتشار يافت «و ديگر اندرزها» بعد از مرگ ر. شومان در بين دست‌نوشته‌هايش پيدا گرديد.


 


منبع:ماهنامه موسيقی مقام


http://iricap.com

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 و ساعت 1:58 قبل از ظهر |
 


اسلش


 

 


 


در اين قسمت چند تمرين قرار داده ميشود + به همراه فايل صوتی


تنها نکته قابل در اين تمرين تمرکز در هنگام اجرا هست و با سرعت پايين تا به سرعتی مطلوب رسيد .


تمرين ۱=


به انگشت گذاری مربوطه به دست چپ توجه شود


در هنگام شروع بهتر است از پوزيسيون ۵ شروع به تمرين نماييد


 


دانلود: فايل صوتی



 


۲=



۳=



Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 و ساعت 1:56 قبل از ظهر |
 

اسلش


معرفی چند سايت در  زمينه پخش زنده موسيقی فلامنکو:


 


 


۱=Listen Live


۲=U SHOUTcast D.N.A.S. Status

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 و ساعت 1:48 قبل از ظهر |

 


Ottmar Liebert


راسگوادو يکی  از مهمترين تکنيکهای گيتار فلامنکو محسوب ميشود.كه انواع مختلفي دارد.در فيلمهاي آموزشي Juan Martin و Juan Serano و Oscar Hereroنحوه اجرا و انواع مختلف اين تكنيك كاملا توضيح داده شده اما در مورد نحوه اجرای اين تکنيک:


ادامه مطلب

 


راسگوادوي چهار تايي : اين تكنيك كه توسط يك سري ضربات رو به پايين و مسلسل وار انگشتان دست انجام ميشود كه در آن 4 انگشت i,m,a.e دخالت دارند وبه ترتيب به سيم هاي گيتار ضربه ميزنند حالات دست راست در اين تكنيك بصورتي است كه دست بايد در مقابل دهانه صدا قرار بگيرد و شصت بايد بروي سيم 6 قرار بگيرد و اصلا به آرم گل سرخی تكيه ندهد.


 شصت اين حالت را اتخاذ ميكند بخاطر اينكه دست در هنگام اجراي اين تكنيك كه در آن فقط 5 سيم به صدا در ميآيد, داراي حالت ثابت باشد. در اين تكنيك انگشتان در ابتدا خم ميشوند به طوري كه نه كاملا, بلكه حدودا كف دست را لمس كنند.


 هر يك از انگشتان به نوبت باز شده و به سيمها ضربه رو به پايين ميزنند. در اين ضربات نيز بايد به سيمها تلنگر بزنيم .( فرض كنيد كه بروي سيم 5 گيتار شيی مانند تيله وجود دارد و شما می خواهيد با تلنگر آنرا به سيم يك و حتي بيشتر از آن هدايت كنيد) ميتوانيد در آغاز اين كار را بصورت آهسته شروع كنيد و كم كم سرعت خود را زياد كنيد.


             


سعي كنيد كه ضربه هاي انگشتان پشت سر هم و مرتب باشند تا صداي هر كدام به وضوح شنيده شود . هر انگشت به طور مستقل بوده و سعي كنيد هر كدام از انگشتان بطور مساوي به سيمها نيرو وارد كند اگر چه در ابتدا رعايت اين امر براي دو انگشت انتهايي كمي مشكل است ولي با تمرين زياد ميتونيد قدرت انگشتان را به يك اندازه بالا ببريد. در اجراي اين تكنيك مچ دست بايد كاملا بدون حركت باشد .


اما آنچه كه در راسگوادو چهارتايي اهميت دارد اينست كه بتوانيد آنها را بصورت پيوسته و بدون وقفه اجرا كنيد (كه در صورت پيوسته بودن آن صدايي شبيه مسلسل كه به طور دائم در حال شليك است را ميشنويد).


در ضمن در راسگوادوي پيوسته بعد از هر ضربه تا زماني كه ضربه بعدي نواخته شود انگشت قبلي بايد به حالت قبل بر گردد(خميده).كه اينكار باعث بالا رفت سرعت اجراي اين تكنيك ميشود.


راسگوادوي پنج تايي: اين تكنيک دقيقا مانند راسگوادوي چهارتايي است با اين تفاوت كه يك ضربه اضافه تر دارد و آن ضربه توسط انگشت اشاره به سمت بالا ميباشد و اين تكنيك نسبت به راسگوادوي چهارتايي مشكلتر و براي اينكه آن را بصورت پيوسته بزنيد بايد ابتدا آهسته و سپس سرعت خود را بالا ببريد البته فراموش نكنيد كه حتما از مترونوم يا ضرب پا وشمارش استفاده كنيد تا ضربات شما داراي ريتم يكنواختي باشد .


نکته مهم: بهيچ عنوان سعی نکنيد اين تکنيک را سريع بزنيد تمرينات بايد يیوسته و با سرعت پايين انجام شود . سرعت در اجرای تکنيکها بمرور زمان و بصورت امری طبيعی اتفاق می افتد و شما به سرعت دلخواه خود خواهيد رسيد پس بهيچ عنوان عجله نکنيد در اين زمينه شما ميتوانيد به کتاب آموزشی تکنيک های گيتار فلامنکو از اسکار هررو رجوع نماييد که بهمراه ۲ ويدئو سی دی  در بازار وجود دارد کتابی فوق العاده که برای هر نوازنده ای مفيد خواهد بود.


کلیپ آموزشی اين تکنيک:

















Flamenco guitar lesson
4 stroke rasgueado










video - 4 stroke rasgueado    
wmv   2.95mb   Windows media video  



















e a m i
      






i e a m

Single
    Continuous

The video shows
red arrowSingle rasgueado
red arrowSingle rasgueado with index upstroke
red arrowContinuous rasgueado


مطالب مرتبط:


نکات عمومی در مورد گيتار


 آموزش بستن سيمهای گيتار

طرز نشستن

ضربه زدن با شست

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 و ساعت 1:20 قبل از ظهر |
 

 


اسلش


مقاله ای که مشاهده ميکنيد بنظرم واقعا فوقالعاده بود وخواندن آنرا به تمامی نوازندگان و علاقمندان به موسيقی توصيه ميکنم:يك تمرين خوب با يك برنامه خوب و صحيح آغاز مى شود.

اگر شما ۵ دقيقه تمرين را در برنامه يك روز شلوغ خود جا مى دهيد يا يك بعدازظهر كامل را صرف اين كار مى كنيد، بايد نحوه درست تمرين كردن را بدانيد. تمرين كردن جزئيات زيادى دارد كه آموزش موسيقى محتاج آن است.


 


البته قطعاً زمانى كه به درستى تمرين مى كنيد هم مسائلى از قبيل مشكلات موجود در قطعات، شگفتى هاى پنهان در آنها و تجربه هاى تازه هم به وجود مى آيد. اما مى توانيد از قبل خود را براى آنها آماده كنيد.


يك برنامه صحيح به شما شيوه تمركز حواستان روى يك مشكل براى برطرف كردن آن را آموزش مى دهد. منظور من از برنامه، توالى خشك يك سرى فعاليت نيست. به جاى خطوط خشك از پيش تعيين شده زمان فعاليت ها، در جست وجوى روش طبيعى كه مى توانيد اين كارها را انجام دهيد، باشيد. ب


راى مثال قبل از اجراى يك اثر حتماً به آن فكر كنيد، در زمان حال اجرا كنيد و در آينده به اجرايتان گوش كنيد و راجع به آن بينديشيد. مى توانيد در همه موارد از اين روش استفاده كنيد مثلاً براى آينده برنامه ريزى كنيد، سپس آنها را انجام دهيد و بعد ببينيد آيا واقعاً آنچه را كه از قبل انتظارش را داشتيد، انجام داده ايد يا خير.



اگر از اين زاويه نگاه كنيد، تمام اين كارهايى كه انجام مى دهيد برنامه اند. اگر قبل از شروع فعاليت به آن فكر كنيد، برنامه شما دقيقاً شكل كارهايى كه انجام مى دهيد را به خود مى گيرد. حتماً بايد قبل از شروع كار بدانيد كه چه مى خواهيد بكنيد. بعد از آن متوجه خواهيد شد كه تمرينات شما چقدر خوب پيش رفته است.



هميشه برنامه ريزى از درون ذهن شروع مى شود اما اجازه ندهيد كه در آنجا باقى بماند. تصميم هايى كه گرفته ايد و كارهايى كه انجام داده ايد (با ذكر اينكه در كدام يك از آنها موفق بوده ايد و در كدام يك شكست خورده ايد) را در جايى ثبت كنيد، پس از مدتى آنها راهنماهاى باارزشى براى شما خواهند شد.



معلم هاى با تجربه و نوازندگان حرفه اى هم از همين ايده ها استفاده كرده اند. كتاب هاى فراوانى راجع به آموزش تمرين موسيقى نوشته شده است كه پايه بيشتر آنها همين برنامه هاى روزانه بوده است.


معلم ها با استفاده از فهرست هاى رپرتوار، برنامه هاى پيشرو آموزشى، تقويم تكاليف و سرفصل هاى ديگرى از اين قبيل، اين كتاب ها را نوشته اند. شما هم مى توانيد به جاى خلق دوباره اين روش ها، از آنها به درستى استفاده كنيد.



هاف لپوف ويولنيست آزاد و معلم معروف كاليفرنيايى، روش هاى جالبى براى تدريس ارائه داده است. او از صفحه هاى جدول بندى شده و فهرست هاى كار استفاده مى كند. خودش مى گويد:


«استفاده از اين روش ها براى سازمان دادن به تمرينات شاگردانم است. من در ابتدا خودم فقط از كاغذ هاى سفيد براى تمرينات شخصى ام استفاده مى كردم اما اكنون بايد قطعات زيادى را تمرين كنم بنابراين، براى اينكه مطمئن شوم برپايه مشخصى حركت مى كنم، خودم هم اين جدول ها را مورد استفاده قرار داده ام.»



برى گرين نويسنده كتاب ماندگار «بازى درونى موسيقى» با اضافه كردن مطالبى به مجله درس هاى بازى درونى موسيقى، آن را به صورت يك دفترچه فشرده براى دانشجويان و دانش آموزان درآورده است.


در اين دفتر فضاهايى براى نوشتن اهداف كوتاه مدت، ميان مدت و طولانى مدت دانشجويان در زمينه كار در نظر گرفته شده. همين طور سئوالاتى راجع به نحوه آماده كردن قطعات از دانش آموزان شده است.



اليزابت ميلز معلمى متعهد و بسيار جدى است كه كمك هاى زيادى به متد سوزوكى كرده و شايد شما بيشتر آن را به عنوان ويراستار و حامى متد سوزوكى بشناسيد. او دو كتاب تاثيرگذار در متد سوزوكى و فهم اين متد نوشته است كه هنوز هم جزء منابع معتبر در تدريس اين متد محسوب مى شود.



ميلز چند سال قبل، دفترچه هايى از مباحثى كه هنگام تدريس از آن استفاده كرده بود به نام «حاصلخيزى مطالعات موسيقى» به من داد، سرفصل هاى اين كتاب بسيار آشنا بودند: اهداف، تكاليف، تمرين هاى ضبط شده، ليست رپرتوار و اجراهاى ضبط شده. او با استفاده استعارى از ميوه درخت و رشد آن به كل مجموعه گرما و صميميتى داده بود. اين نقاشى ها تمام جزئيات را به دقت بيان مى كردند:


 از آماده كردن زمين (گوش دادن)، كاشتن بذرها (شروع تمرين)، تا جوانه زدن، رسيدن ميوه، هرس كردن و شكل دادن و در آخر ميوه رسيده (اجرا كردن). اين تصويرهاى مفيد، به سازماندهى تمرينات كمك زيادى مى كنند.



اگر از ايده كنار هم قرار دادن برنامه ها تمرين خود وحشت داريد و علاقه مند به استفاده از روش هاى اصلى هستيد، مى توانم سه برنامه چاپ شده را به شما معرفى كنم. آنها ابزارهاى متفكرانه تمرين هستند و راهنماهاى خوبى براى شما خواهند بود.


 هر سه آنها دفترچه هاى محكم ۲/۸۱ در ۱۱ اينچى هستند و در برخى ويژگى هاى موضوعى به هم شبيه اند. اما هر كدام روش هاى خاص خود را دارند و هيچ كدام يك برنامه بزرگ خارق العاده كه براى همه مناسب باشد، نيست.



«طراح تمرين موسيقيدان ها» را در سال ۱۹۹۹ نشر مولتو موزيك چاپ كرد. اكنون اين كتاب به چاپ دوم رسيده است. براى خريد آن مى توانيد به سايت http://www.moltomusicbooks. com مراجعه كنيد، اين كتاب را اشتفانى ديلزبك نوازنده ويولا و همسرش ديويد موتو نوازنده گيتارباس الكترونيكى نوشته اند.



آنها اين كتاب را برپايه تجربه هايشان هم به عنوان معلم و هم نوازنده نوشتند. اين برنامه ۶ دلار و ۹۵ سنتى به طور قطع راهنماى مناسبى براى انجام صحيح تمرينات است. صفحه هاى آن براى ۴۰ هفته تمرين (دو و نيم سال مدرسه) طراحى شده.


در آن چند صفحه اضافه براى نگارش نت و ثبت تمرين ها در نظر گرفته شده است. صفحات برنامه درس هاى هفتگى مخصوص معلم ها است. صفحه هاى اين كتاب شطرنجى هستند و فضايى را براى نوشتن تكاليف، گرم كردن دست، اتودها، تمرين ها و رپرتوار دارند.



در صفحه پشت تمرين ها روزانه كل فضا متعلق به دانش آموز است كه مسائل اوليه تمرين مانند سرعت مترونوم، زمان انجام هر تمرين و كل زمان تمرين در يك روز، در آن يادداشت مى شود. تاكيد اين كتاب به وضوح روى مديريت زمان و ايجاد اهداف مناسب براى تمرين است.


ريلزبك گفت تاكنون چندين معلم از اين كتاب استفاده و همه آنها نتيجه را رضايت بخش اعلام كردند. او اضافه كرد: «مى توان براى كودكان با مدادهاى رنگى و ستاره ها به آن نشاط بخشيد. برنامه بزرگسالان مى تواند جدى تر باشد، آنها بايد از مدادهاى تيره يا جوهر استفاده كنند.» اين عادلانه نيست!...



من هم مدادرنگى و ستاره ها را مى خواهم! تمرين كردن امر مهمى است، اما نشاط بخشيدن هم به آموزش كمك مى كند.



اگر به دنبال چيزى عمومى تر از تاكيد مطلق روى برنامه ريزى استفاده از زمان مى گرديد، مى توانيد «ثبت كردن تمرين موسيقيدان ها» را امتحان كنيد. در اين كتاب راجع به روانشناسى تمرين كنندگان هم تحقيق شده است. بارتون كاپلان نويسنده اين كتاب، سمينارهاى زيادى در مورد موضوع تمرين كردن در سراسر دنيا برگزار كرده است. او از اين كتاب به عنوان يك ابزار در تدريس تمرين كردن سود جست.




اين كتاب علاوه بر تقسيم بندى زمان، يك رابطه احساسى با تمرين كنندگان در مورد تجربه تمرين، برقرار مى كند. در تكميل تصويرها و جدول هاى اين كتاب ثبت: مودها، وقفه ها، ايده ها و حس زمان تمرين بسيار نقش دارد.


 ۱۵ صفحه اول اين كتاب راهنمايى هاى مستقيمى براى استفاده از اين روش را به خواننده مى دهد. و پس از آن بايد برنامه تمرين روزانه ۱۶ هفته، به صورت نوشتن تمرينات روزانه و خلاصه وضعيت هر هفته، يادداشت شود.


در نمودارها و صفحات مخصوصى از اين كتاب بايد راجع به تكنيك رپرتوار اجرا شده و اجراهاى ضبط شده، مطالبى نوشت. كاپلان مى گويد:


 «در مدت ۸ سالى كه در مدرسه منهتن تمرين كردن را تدريس مى كنم، با دانش آموزان توافقاتى كرده ام: قرار است اگر آنها اين جدول ها را پر كنند با نمره الف قبول شوند. هيچ گاه به محتواى مطالبى كه نوشته اند نمره نمى دهم، بلكه فقط بايد به طور كامل آن را انجام داده باشند. پركردن جدول ها و اين صفحات خيلى وقت گير نيست. و در پايان تنها يك ماه دانش آموزان راهنمايى هاى ارزشمندى را در اختيار دارند.»


      


 «ثبت كردن تمرين موسيقيدان ها»، قسمتى از يك سيستم خوب فكرى است و هركس با استفاده از آن مى تواند بهره ببرد. در اين مقاله ممكن است، كارهايى كه در اين كتاب خواسته شده، سخت به نظر برسد. اما حقيقتاً اين گونه نيست، مى شود آنها را خردخرد انجام داد و اين كار كمك بسزايى در فهم رابطه افراد با تمريناتشان، مى كند و اين خيلى مهم است.


 كتاب راهنماى تمرين «راهنمايى موسيقيدان ها به نتايج مثبت اتاق تمرين» نوشته ليندا م. گيلبرت كتاب بسيار جذابى است و روى هوشيارى در تمام لحظات تمرين تاكيد مى كند.


اين كتاب با يك متن كوتاه تحت عنوان «ابزارهاى پايه اى تمرين» كه ماهرانه به موضوعات مهمى مانند بدن، حالت بدن، تنفس هنگام اجرا (البته اين مبحث بيشتر به نوازندگان سازهاى بادى كمك مى كند، اما نوازندگان سازهاى زهى هم كه نفس مى كشند، مى توانند از آن استفاده كنند)، مراقبت هاى جسمى، تمركز و توجه، اهداف و راه هاى آموزش و نحوه تمرين كردن اختصاص يافته است.



كتاب راهنما را نشر دامور به قيمت ۱۳ دلار و ۹۵ سنت منتشر كرده است. اين كتاب به دو موضوع مهم اشاره مى كند: نخست آنكه تمرين كردن مهارتى است قابل ياد گرفتن و مى شود در آن پيشرفت كرد.



من با تمام وجودم آن را قبول دارم. دوم آنكه تمام مطالب اين كتاب براى رابطه خاص معلم با هنرجو در نظر گرفته شده است. برنامه ريزى روزانه تمرين شامل يك فهرست ۲۵ موردى است.


(مهم ترين آنها توجه به آرتيكولاسيون، سرعت آرشه، ديناميك و اينوناتسيون است.) به خاطر گستردگى شيوه هاى اين كتاب ها و قيمت مناسب آنها، من تمام خوانندگان را به خريد هر سه كتاب تشويق مى كنم. اين فقط نمونه كوتاهى از برنامه هاى نوشته شده است. متدهاى بسيار زيادى وجود دارند كه آنها هم ايده هاى سودمندى دارند.


 
مهم است كه بدانيم اين برنامه ها تنها يك وسيله اند، نه تكليف. هدف تمام آنها ايجاد پشتكار براى تمرين صحيح است، چيزى كه بيشترين خدمت را به يك موسيقيدان مى كند.



Imagine No More Paper Practice Cards
 

Click here to see a demo
You must have Flash to view the demo.
Download Flash now.


منبع: مجله Strings
روزنامه شرق

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 و ساعت 1:19 قبل از ظهر |
 

 


اسلش


در اين قسمت به بررسی تکنيک های موجود در سبک فلامنکو پرداخته و در مطالب بعدی به صورت مفصل تر به هر يک از اين تکنيک ها پرداخته ميشود .

 


 


 


Apoyando:


 کلمه اسپانیایی به معنی تکیه است . تکنیک دست راست که برای اجرای ضربه ، انگشت به سیم بعدی تکیه می کند و صدای قوی تری نسبت به حالت تیراندو به وجود می آورد .


  Tirando:


 ضربه مخالف با آپویاندو می باشد . به این ترتیب که انگشت به جای تکیه دادن روی سیم بعدی ، ضربه خود را میان سیم و کف دست (در هوا) تمام می کند .


  Picado:


 تکنیکی است جهت نواختن عبارت تک نتی گام مانند (ملودی) که با توالی انگشتانa , m , i نواخته می شود .


  Rasgueado:


  راسگوآدو به دو بخش تقسیم می شود : راسگوآدوی معمولی (چهارتایی) و راسگو آدوی پنج تایی


 راسگوآدوی معمولی : که در آن انگشتان دست راست جمع شده و سپس به ترتیب (  e , a , m , i ) روی سیم ها فرود می آیند.


 راسگو آدوی پنج تایی : که مانند راسگوآدوی معمولی است ، با این تفاوت که یک ضرب برگشتی با انگشت i به آخر آن اضافه می کند .


مطلب آموزشی اين تکنيک به همراه فايلا آموزشی را در اين قسمت مطالعه نماييد:


تكنيك راسگوادو


 


     


  Golpe:


  یکی دیگر از تکنیک های مهم و حیاتی فلامنکو ، گلپ نام دارد که عبارت است از ضربتی نسبتا آهسته که بر روی گلپیدور توسط نوک انگشت a (ناخن و گوشت هر دو) یا  با دو انگشت a و m زده می شود .


  Ligado:


  عملی است که به وسیله آن یک نت توسط دست چپ ایجاد می شود و بر دو نوع است                                                1.چکشی : که برای اجرای آن انگشت دست چپ روی نت مورد نظر کوبیده می شود .                                                2.کششی  : که برای اجرای آن انگشت دست چپ سیم را به طرف پائین کشیده و نت مورد نظر را به صدا در می آورد .


  Ayudado:


 آیودادو یک تکنیک زیبا و موثر در موسیقی فلامنکو می باشد که در آن یک نت بم (روی سیم های باس) توسط p که با یک نت زیر (روی سیم های زیر) توسط i دنبال میشود ، اجرا می شود .


  Alzapua:


 تکنیکی است که در آن فقط از انگشت p استفاده می شود و اکثرا دارای سه مرحله می باشد . 1. یک ضربه رو به پائین   2. یک ضربه رو به بالا 3. یک نت ملودی که به صورت آپویاندو نواخته می شود . که البته هر سه مرحله از انگشت p استفاده می شود .


  Tremolo:


 تکنیکی بسیار زیبا و آرامش بخش که بیشتر در تکنوازی مورد استفاده قرار می گیرد و شنونده با شنیدن ترمولو فریب می خورد و در خیال خود دو گیتار را تصور می کند . این تکنیک در فلامنکو بر خلاف ترمولو کلاسیک (که چهار تایی است و به صورت p,a,m,i ) در دسته های پنج تایی ( به صورت p , i , a , m , i  یک نت باس و چهار نت زیر) اجرا می شود .


مطلب آموزشی در باره اين تکنيک همراه با فايل تصويری را از اينجا دريافت کنيد:


 تكنيك ترمولو


 


 Apagado:


 تکنیکی در فلامنکو است که هر گاه نوازنده گیتار بخواهد صدای آکوردی را به طور ناگهانی خفه کند از این تکنیک استفاده میکند. برای اجرای آپاگادو هم از دست راست و هم از دست چپ می توان استفاده کرد . اجرای آپاگادو با دست راست به این صورت است که مچ دست با مهارت خاص به طرف داخل ، یعنی به سمت صفحه جلوی گیتار حرکت می کند و باعث قطع صدا می شود .


  Arastre:


 برای اجرای این تکنیک (که خصوصا در توکه هایی چون گرانایناس و تارانتاس مورد استفاده قرار می گیرد) دست راست را به گونه ای بالا می کشند که انگشت a به طرف بالا کشیده می شود و به ترتیب سیمهای اول تا ششم را به طور منظم و به صورت آپویاندو به صدا در می آید . به این ترتیب آکورد به صورت یک آرپژ سریع به گوش می رسد که نتهای آن از زیر به بم به صدا در در آمده اند .


          Rasgueado


 


  Glissando:


 روش اجرای گام به صورتی که هر نت به نت قبلی یا بعدی آن چسبیده باشد . گلیساندو در لغت به معنی سرانیدن یا لغزانیدن است و اجرای آن روی ساز ، با سرانیدن انگشت در طول سیم از بالا به پائین یا به عکس انجام می شود .


  Vibrato:


  برای اجرای این تکنیک در فلامنکو یکی از انگشتان دست چپ در همان حالی که سیم را گرفته است (پس از آنکه سیم توسط دست راست به صدا در آمده) آن را در عرض فینگر بورد و در خطی موازی با فرتها به طرف کف دست می کشد . تکرار متوالی سریع کشیدن و شل کردن سیم باعث زیر و بم شدن صدای نت می شود . ویبراتو دو نوع است : 1. لغزشی 2. کششی


  Pulgar:


  یکی از تکنیکهای انگشت p می باشد که توسط آن تمام نتهای ملودی ، حتی نتهای سیمهای زیر توسط انگشت p نواخته می شود.


  Arpegio:


  روش نواختن یک آکورد به طوری که نتهای آن یک به یک (نه در آن واحد) توسط انگشتهای p i m a نواخته می شود . در این حالت p نت بم را به صورت آپویاندو و i m a سه سیم زیر را به صورت تیراندو به صدا در می آورد .


  Abanico:


 باد بزن ; اصطلاحی در فلامنکو است برای راسگوادویی که در نواختن ، حالتی شبیه به باد بزن به خود می گیرد .


 منبع:


هنر مرموز فلامنکو : نگار نيک اندام


 


 مطالب مرتبط:


معرفی کتابهای اموزشی در زمينه گيتار  فلامنکو


 گامهای فلامنکو


موسيقي و تكنيك نوازندگی


Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 و ساعت 1:17 قبل از ظهر |
 

 


اسلش


دكتر آلبرشت لامه- ویولونیست و پزشك ارتوپد، سال 1996 انستیتو فیزیولوژی حركت را در مونیخ تأسیس نمود. او در دانشكده موسیقی و تئاتر مونیخ و كنسرواتوار موتزارتئوم زالتسبورگ فیزیولوژی و پزشكی موسیقی تدریس می‌كند.گفت‌وگوی زیر را كه در مجلة "Arzte Woche” به چاپ رسیده است، ونتسل مولر۲ در ارتباط با بیماریهای نوازندگان با او انجام داده است.


 


 




مولر ـ آیا این رشته كه به بیماریهای شغلی نوازندگان می‌پردازد مبحث جدیدی در علم پزشكی است؟

لامه ـ بله این رشته نسبتاً جدید است. اولین‌بار بیست سال قبل جولیوس فلش3، روان‌درمانگر و برادر كارل فلش4، موزیسین معروف، در وین بیماریهای نوازندگان به‌ویژه مسائل روان‌شناختی آنها را مورد بررسی و مطالعه قرار داد. كورت زینگر5 روان‌پزشك آلمانی نیز مشكلات نورالژی موزیسینها را تجزیه و تحلیل نمود. پس از آن تا زمانی كه كلاوس شنورنبرگر6، نوازنده ویولا و متخصص معروف طب سوزنی در فرایبورگ دوباره به این موضوع پرداخت وقفه‌ای طولانی ایجاد شد. از سال 1993 هرساله كنگره پزشكی بیماریهای موزیسینها برگزار می‌شود.




اما این رشته مانند پزشكی ورزشی هنوز آن‌چنان فراگیر و شناخته شده نیست؟

این مسئله ناشی از پیچیدگی و دشواری این رشته نیست. یك ارتوپد كه به بیماریهای ورزشكاران می‌پردازد به‌عنوان مثال بدون اینكه فوتبالیست باشد می‌تواند فوتبالیستی را درمان كند اما برای درمان یك نوازنده حرفه‌ای بهتر است پزشكی كه ارتوپد، جراح دست و یا روان‌پزشك است خود نوازنده باشد.

شما خودتان چگونه با این رشته آشنا شدید؟

من ویولون می‌نواختم و پس از پایان دبیرستان در امتحان ورودی مدرسه عالی موسیقی پذیرفته شدم. پس از آن در رشته پزشكی نیز به تحصیل پرداختم. در دانشكده موسیقی یكی از دانشجویان مشكلاتی همچون درد و التهاب مفاصل داشت از آن زمان به تحقیق و مطالعه در مورد بیماریهای موزیسینها علاقمند شدم.

كدام‌یك از موزیسینهای معروف به بیماریهایی كه با نواختن ساز مرتبط می‌باشد مبتلا شده‌‌اند؟

من به خاطر وظیفه رازداری كه در حرفه پزشكی وجود دارد نمی‌توانم نوازندگان معروفی را كه خودم تاكنون معالجه كرده‌ام نام ببرم. اما موزیسینهایی هستند كه بیماری آنان جزء اسرار نیست به‌عنوان مثال لئون فلایشر7، نوازنده آمریكایی پیانو، سالها به‌خاطر گرفتگی عضلات دستش قادر به نوازندگی نبود و یا كلآدیو آبادو8، رهبر اركستر، در ناحیه شانه‌اش درد و ناراحتی داشت، روبرت شومان9 نیز دچار گرفتگی عضلات بود و زودتر از معمول نوازندگی حرفه‌ای را كنار گذاشت.

اما از طرف دیگر نوازندگانی را می‌بینیم كه در سنین بالا مهارت و توانایی خود را از دست نداده‌اند؟

بله به‌عنوان مثال آرتور روبینشتاین10، تا 90 سالگی با قامتی راست در كمال آرامش پیانو می‌نواخت. در برخی از كتابهای آموزشی حالت بدن او هنگام نواختن ساز به‌عنوان الگو ذكر می‌شود.



ناتان میلشتاین11، نیز برخلاف بسیاری از نوازندگان ویولن در سن بالا حتی در ارتفاعات هم كه به‌دلیل كاهش فشار هوا و كم شدن تراكم مولكولهای هوا در ایجاد صوت كه ناشی از ارتعاش این مولكولهاست تغییراتی ایجاد می‌شود، قادر به تشخیص دقیق فركانسها بود و سازش را به‌دقت كوك می‌كرد.




نوازندگان اركستر چگونه می‌توانند از بروز كم‌شنوایی كه یكی از بیماریهای شناخته شده بسیاری از نوازندگان حرفه‌ای است جلوگیری نمایند؟

برخی معتقدند نوازندگان هنگام اجرا باید وسایل مخصوصی جهت محافظت از گوش به‌كار برند. اما به‌نظر من این روش درستی نیست. مسلماً نوازنده گاهی هنگام اجرای قطعاتی كه ترومبون بسیار بلند می‌نوازد می‌تواند از این وسایل استفاده كند.
اما اگر دائماً در همه تمرینات و اجراها این محافظها را به‌كار‌ برد دیگر از موسیقی چیزی باقی نمی‌ماند. تنها شدت صدا مطرح نیست بلكه باید بررسی كرد گوش نوازنده چه مدت تحت فشار است و اینكه آیا فرصتی برای استراحت دارد.

شما از بیست سال قبل تاكنون در زمینه پزشكی موسیقی فعالیت می‌كنید و بنا بر تجربیاتتان 70 تا 75 درصد بیماریها مربوط به ناراحتیهایی در اندامهای حركتی نوازندگان است. فكر می‌كنید علت چیست و چه اشتباهاتی منجر به بروز این دردها می‌شود؟

همیشه در سخنرانیهایم به این نكته اشاره می‌كنم كه هر ناراحتی و مشكلی كه در وضعیت سلامت نوازنده ایجاد می‌شود ناشی از انجام یك اشتباه است.
همچنین شیوه آموزش سنتی كه بر تمرین بسیار تأكید می‌كند نیز در پیدایش این ناراحتیها مؤثر است.
نكته بسیار مهم دیگری كه متأسفانه مورد توجه قرار نمی‌گیرد این است كه معلم به‌خصوص هنگامی كه ساختمان بدنی متفاوتی با هنرجو دارد باید به او آزادی عمل دهد. هنرجو باید با ساز به‌عنوان یك دوست آشنا شده، خود در نوازندگی پیشرفت كند.

آیا نواختن هر ساز شرایط فیزیكی خاصی می‌طلبد؟

بله قبل از شروع نوازندگی ویژگیهای جسمانی هر فرد باید مورد معاینه دقیق قرار گیرد. بسیاری از نوازندگان ضعفهای جسمانی بسیاری دارند كه وجود این ضعفها در كنار نوازندگی به افزایش درد و ناراحتی منجر می‌شود. ارتوپد با بررسی و جمع‌آوری اطلاعاتی از استاتیك بدن، چگونگی مفاصل و میزان مقاومت آنها و قدرت دست هر فرد می‌تواند ساز مشخصی را به او توصیه نماید. با وجود همه این اقدامات پیشگیرانه اگر كودكی بخواهد حتما ویولن بنوازد و فاقد شرایط فیزیكی لازم برای نواختن این ساز باشد باید به خواست او احترام گذاشت. هدف از یادگیری ساز نیز بسیار مهم است. كسی كه می‌خواهد نوازنده‌ای حرفه‌ای شود باید از پنج یا شش سالگی شروع به فراگیری ساز نماید و روزانه یك تا دو ساعت تمرین كند.


 




چه شرایط جسمانی بازدارنده‌ای برای نواختن ویولن وجود دارد؟

كسی كه گردن و دستان بسیار بلندی دارد و یا انگشت كوچك دستش بسیار كوتاه است شرایط لازم برای نواختن ویولن را دارا نیست.

قدرت اراده نوازنده تا چه حد می‌تواند كاستیهای بدن او را جبران نماید؟

مطمئناً راههایی برای جبران این ضعفها وجود دارد. اما در درازمدت بالاخره این سیستم درهم می‌شكند.
یك نوازنده حرفه‌ای كه بیش از چندین دهه بدون در نظر گرفتن ضعفهای جسمانی‌اش ساز می‌نوازد سرانجام دچار درد و ناراحتی می‌شود و زودتر از معمول نوازندگی حرفه‌ای را كنار می‌گذارد افراد كمی قادرند مدت زمانی طولانی با هیجان و تنشی غیرقابل تصور و تحرك و فعالیت بسیار زیاد عضلاتشان كار كنند.

انجام چه ورزشهایی را برای تقویت عضلات و ایجاد تعادل در بدن به نوازندگان توصیه می‌كنید؟

ورزش شنا برای نوازندگان البته غیر از كسانی كه دردهایی در ناحیه شانه و یا مشكلاتی در حركت مچ دارند عالیست.
همچنین سواركاری برای تقویت عضلات پشت و شمشیربازی به‌دلیل اینكه تواناییهای خاصی مانند واكنشهای بسیار سریع را می‌طلبد برای نوازندگان مناسب است.
برعكس ورزشهایی مانند تنیس و اسكواش كه مستلزم به‌كارگیری نیروی بسیار زیادی در بازوهاست برای نوازندگان مناسب نیست.
اگر شما دو ساعت تنیس بازی كنید سپس ویولن بنوازید متوجه لرزش آرشه می‌شوید بعد از بازی تنیس بدن برای انجام حركات ظریف به سه تا چهار ساعت استراحت نیاز دارد.

به نوازندگانی كه برای درمان به شما مراجعه می‌كنند چگونه كمك می‌كنید؟

نوازندگان اغلب به‌دنبال راه‌حلی معجزه‌آسا هستند كه همه مشكلاتشان را یكباره برطرف كند. اما من برای تشخیص كه متأسفانه امروزه در علم پزشكی به قدر كافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد اهمیت بسیاری قائلم. ابتدا باید بدانم روند حركت و حالت بدن نوازنده هنگام نوازندگی و انعطاف‌پذیری بدن او چگونه است همچنین با طرح سؤالاتی مانند اینكه نوازنده چه مدت و چند ساعت در روز ساز می‌زند، چه آثاری را می‌نوازد و آیا با نواختن آثار خاصی درد و ناراحتی‌اش بیشتر می‌شود، و اینكه تاكنون معلم و تكنیك خود را تغییر داده است، فعالیتهای موسیقایی او را به‌دقت بررسی می‌كنم. با كنار هم قرار دادن این اطلاعات می‌توانم بگویم كه بیمار باتوجه به یافته‌های پاتولوژی موجود به درمان نیاز دارد یا بهتر است روشهایی همچون تكنیك الكساندر12 را در مورد او به‌كار گرفت.

برای شما تجویز دارو در چه جایگاهی قرار دارد؟

تجویز دارو باید در آخرین مرحله از درمان مدنظر قرار گیرد. گاهی برای برطرف نمودن لرزشهای بدن نوازنده می‌توان مشتقاتی از بتابلاكرها13 تجویز نمود.
اما اثرات جانبی داروها كه اغلب به كاهش قدرت تمركز نوازنده می‌انجامند را نباید نادیده گرفت.

در مبحث موسیقی درمانی موسیقی در بهبود بیماریها و تسكین دردها بسیار اثرگذار است....

در اصل باید گفت چون یك نوازنده در حالتی قرار دارد كه به‌نوعی دائماً به درمان خود می‌پردازد نباید بیمار شود اما این‌گونه نیست. یك نوازنده اركستر به دیگر نوازندگان و رهبر كه سرعت و چگونگی اجرای قطعات را تعیین می‌كند وابسته است و فشار روانی بسیاری را متحمل می‌شود. نوازندگی حرفه‌ای صددرصد توانایی و انرژی شخص را به‌كار می‌گیرد.

برای كاهش درد و ناراحتی نوازندگان چه تغییراتی می‌توان در ساختمان سازها انجام داد.

من در این مورد بسیار محافظه‌كار هستم. تاكنون تلاشهایی برای اصلاح و تغییر شكل سازها انجام گرفته است اما من معتقدم سازها را باید همان‌گونه كه هستند باقی گذاشت. تنها در زمینه وسایل جانبی سازها می‌توان كارهایی انجام داد.


پی‌نوشت:
1)Albrecht Lahme
2) Wenzel Muller
3) Julius Flesch
4) Carl Flesch
5) Kurt Singer
6) Claus Schnorren Berger
7) Leon Fleischer
8) Claudio Abbado
9) Robert Schumann
10) Arthur Rubinstein
11) Nathan Milstein
12) تكنیكی كه به‌وسیله (م 1955 ـ 1869) Frederik Matthias Alexander پایه‌گذاری شد و برای تغییر الگوی حركتی و رفتاری افراد به‌كار گرفته می‌شود.
13) داروهایی كه تأثیر آدرنالین بر قلب و گردش خون را خنثی می‌كنند و با از كار انداختن بخشی از دستگاه عصبی خودمختار نشانه‌های اضطراب مانند تپش قلب، عرق كردن و رعشه را از بین می‌برند.


منبع:ماهنامه موسيقی مقام

Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام Share/Bookmark
+ نوشته شده توسط صابر در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 و ساعت 1:14 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


Share/Bookmark